بكشند ، سپس نامهاى در پى آن فرستاد و گفت : او را مكشيد و زندانىاش كنيد . « 1 »
7 - عمران بن حصين آورده است كه پيامبر گفت : كسى از مؤمنان را در برابر نامسلمانان نبايد كشت .
شافعى مىنويسد : شنيدم كه چند كس از گزارشگران جنگهاى پيامبر مىگفتند ( و هم از زبان چند تن از ايشان به من رساندند ) كه : رسول خدا در روز گرفتن مكّه در سخنرانىاش گفت : كسى از مؤمنان را در برابر نامسلمانان نبايد كشت . و به من چنان رسيده كه عمران بن حصين اين گزارش را از زبان رسول خدا بازگو كرده است . مسلم بن خالد از زبان ابن ابو حسين و او از مجاهد و عطاء - و گمان مىكنم طاوس و حسن نيز - براى ما گزارش كرد كه رسول خدا در سخنرانىاش در سال گرفتن مكّه گفت : هيچكس از مؤمنان را در برابر نامسلمانان نبايد كشت . « 2 »
بيهقى نيز اين گزارش را آورده و مىنويسد : شافعى گفته : همهء گزارشگران جنگهاى پيامبر خدا همداستاناند كه او صلّى اللّه عليه و آله در سخنرانىاش در روز گرفتن مكّه چنين گفته . و خود آن را با سندى پيوسته - از زبان عمرو بن شعيب و عمران بن حصين - بازگو مىكند . « 3 »
شوكانى نيز آن را ياد كرده و گويد : انگيزهاى كه رسول خدا را وادار كرد در روز گرفتن مكّه بگويد : مسلمان را در برابر نامسلمان نبايد كشت « 4 » همان است كه شافعى در كتاب الام ياد كرده ، همانجا كه مىنويسد : سخنرانى او در روز گرفتن مكّه انگيزهاش آن بود كه خزاعيان يكى را كه پيمان با وى بسته شده بود كشتند و پيامبر به سخنرانى پرداخت و گفت : اگر مسلمانى را در برابر نامسلمانى مىكشتم البتّه اين كشنده را در برابر او مىكشتم . پس گفت : هيچيك از مؤمنان را در برابر نامسلمانان نبايد كشت .
8 - از زبان عبد اللّه بن عمر آوردهاند كه پيامبر گفت : نه هيچيك از مؤمنان را در برابر نامسلمانى توان كشت و نه هيچ مسلمانى را براى كشتن نامسلمانى كه با او پيمان بسته
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 121 ، 122 اين داستان را كه نشاندهندهء ناآگاهى خليفه از دستور اين زمينه است بازگو كرديم .
( 2 ) . كتاب الام : 6 / 33 .
( 3 ) . السنن الكبرى : 8 / 29 .
( 4 ) . نيل الاوطار : 7 / 153 .