خونبهاى مؤمن است . « 1 » اين گزارش را ترمذى نيز آورده است . « 2 »
اين بود سنّت رسول خدا و توده نيز بر همان رفتهاند و علما نيز آن را اساس كار گرفتهاند و تنها ابو حنيفه در اين دو زمينه ناسازگارىها نموده و برداشتهاى نسنجيده آورده و بهانههايى را دستاويز گردانيده كه نشاندهندهء كوتهدستى او است در دريافت سنّتهاى پيامبر و شناخت گزارشها و آگاهى از قرآن كريم . و در بسيارى از بزرگان گروهها زير اساس برداشتن را دربارهء هردو زمينه باز نموده و سستى آن را نشان داده و با گستردگى در بيهودگى آن ، داد سخن دادهاند كه در اينباره مىتوانى به گفتار امام شافعى بسنده كنى كه در كتاب الام در اينباره با گستردگى و درازى سخن رانده و بهرههاى بسيار رسانده كه به همان جا برگرديد « 3 » و بالاترين پشتوانهء ابو حنيفه در زمينهء نخستين - در برابر آن همه گزارشهاى درست - گزارش سند گسستهء عبد الرحمن بن بيلمانى است كه دارقطنى و نيز ابن حازم در الاعتبار « 4 » و جز آن دو ، سستى آن را باز نمودهاند و بيهقى نيز در سنن خود آورده است : يك بخش در روشنگرى اينكه گزارش رسيده به ما - در روا بودن كشتن مؤمن در برابر نامسلمان - سست است . « 5 » پس آن را از چند راه بازگو كرده است و نادرست بودن همهء آن راهها را نشان داده است .
13 - برداشت خليفه دربارهء خواندن حمد و سوره در نماز
ملك العلماء مىنويسد : عمر در نماز شام در يكى از دو ركعت نخستين ، حمد و سوره را نخواند و آن را در واپسين ركعت بلند خواند . و عثمان نيز در نماز خفتن در دو ركعت نخست حمد و سوره نخواند و در دو ركعت واپسين ، آن را بلند خواند . « 6 »
همو مىنويسد : آوردهاند كه عمر در نماز شام در يكى از دو ركعت نخستين ، حمد و سوره نخواند و آن را در ركعت سوم بلند خواند و آوردهاند كه عثمان در دو ركعت
هامش
( 1 ) . سنن نسايى : 8 / 45 .
( 2 ) . سنن ترمذى : 1 / 169 .
( 3 ) . كتاب الام : 7 / 291 .
( 4 ) . الاعتبار 189 .
( 5 ) . سنن بيهقى : 8 / 30 .
( 6 ) . بدايع الصنايع : 1 / 111 .