امير المؤمنين على عليه السّلام بر اين شيوه بودند و هم خود عثمان در چندى از روزگارش ، چنان كه در گزارش ابن عمر آمده است كه پيامبر و ابو بكر و عمر و عثمان در آن دو جشن پيش از سخنرانى نماز مىكردند « 1 » و نماى اين گزارش هرچند نمىرساند كه عثمان ، تنها در چندى از روزگارش با آنان همشيوه بوده نه در همهء آن ، با اين همه اگر بخواهيم هم آن را بپذيريم و هم گزارشهايى ديگر را كه مىرساند : عثمان در اين زمينه با پيشينيانش ناهماهنگى نموده و نخستين كسى است كه سخنرانى را پيش انداخته ، براى درست دانستن هردو ، بايد بگوييم كه او در آغاز بر روش گذشتگان بوده تا سپس بر آن شده است كه برنامه را پسوپيش كند و چنين كرده است . و آنچه برداشت ما را يارى مىدهد آن است كه ابن عمر خود در گفتار ديگرش كه گذشت آورده است كه : پيامبر و سپس ابو بكر و سپس عمر نماز جشن را پيش از سخنرانى مىخواندند . كه مىبينيم اينجا سخنى از عثمان به ميان نياورده با آنكه اگر او هميشه بر شيوه و برنامهء ايشان پايدار مىماند مىبايد نام وى هم در ميان باشد و ميانهء آنان جدايى نيفتند . آنچه را براى جمع ميان دو گزارش ابن عمر گفتم دربارهء دو گزارش ابن عبّاس هم مىتوان گفت كه در يك جا آورده است : جشن را با پيامبر و پس از او با ابو بكر و سپس با عمر بودم و آنان پيش از سخنرانى آغاز به نماز كردند . و جاى ديگر مىگويد : رسول خدا و ابو بكر و عمر و عثمان نخست نماز مىگزاردند و سپس سخنرانى مىكردند . « 2 »
كاش مىدانستم - با نمازى كه دستور دگرگونىناپذير خدا را دربارهء آن دگرگون نمودند - چگونه به درگاه خداى پاك نزديك توان شد ؟ شوكانى مىنويسد : دربارهء اينكه آيا پيش انداختن سخنرانى - در نماز آن دو جشن - درست است يا نه برداشتها با هم سازگار نيست از آنچه در مختصر مزنى آمده برمىآيد كه شافعى درستى آن را گردن نمىنهاده ، و نورى نيز در شرح مهذب همين را مىگويد : از نماى سخن شافعى - به گونهاى چون و چراناپذير - برمىآيد كه وى درستى آن را گردن نمىنهاد . سپس خود گويد :
هامش
( 1 ) . كتاب الام ، شافعى 1 / 208 ؛ صحيح بخارى : 2 / 112 .
( 2 ) . مسند احمد : 1 / 345 ، 346 ؛ صحيح مسلم : 1 / 324 .