گونهاى كه بايد برايتان سخنرانىها خواهم كرد . سپس فرود آمد . « 1 »
و بهگونهاى كه در انساب بلاذرى مىخوانيم ابو مخنف گزارش كرده است : عثمان چون بر فراز منبر شد و گفت : اى مردم ! اين پايگاهى است كه براى آن نه گفتارى آماده كردهام و نه سخنانى فراهم آوردهام و اگر خدا خواهد در آينده برمىگرديم و به گفتار مىپردازيم .
و آوردهاند كه غياث بن ابراهيم گفت : چون عثمان بر فراز منبر شد گفت : هان ! اى مردم ! ما سخنرانان نبوديم و اگر زنده بمانيم و خدا خواهد - بهگونهاى كه بايد - براى شما سخنرانى خواهيم نمود .
و گزارش شده كه عثمان به سخن پرداخت و گفت : براستى ابو بكر و عمر براى اين جايگاه سخنانى را آماده مىكردند و خدا آن را خواهد آورد .
گزارش ياد شده را يعقوبى نيز آورده و مىنويسد : عثمان بر فراز منبر شد و در همان جايى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىنشست و ابو بكر و عمر نمىنشستند بنشست ، زيرا ابو بكر يك پله پايينتر از پيامبر مىنشست و عمر يك پله پايينتر از ابو بكر « 2 » . پس مردم در اين باره به سخن پرداختند و برخى گفتند : امروز بدى زاييده شد و عثمان مردى كمرو بود .
پس سخن گفتن بر او دشوار آمد و همانگونه كه ايستاده بود درنگ بسيار كرد و هيچ سخنى بر زبان نياورد و سرانجام گفت : راستى اينكه ابو بكر و عمر براى اين پايگاه گفتارى آماده كردند و شما به پيشواى دادگر نيازمندتريد تا به پيشوايى كه به بهترينگونه سخنرانى نمايد و اگر زنده بمانيد برايتان سخنرانى خواهم كرد . سپس فرود آمد . « 3 »
و براساس گزارشى كه ملك العلماء آورده است : راستى اينكه عثمان چون به فرمانروايى رسيد در نخستين روز آدينه به سخنرانى برخاست . چون گفت : ستايش خدا را . . . نتوانست دنبالهء سخن را بگيرد و گفت : شما به پيشوايى كارى نيازمندتريد تا به پيشوايى زبانآور ، و راستى اينكه ابو بكر و عمر براى اين جايگاه گفتارى آماده مىكردند
هامش
( 1 ) . تاريخ ، ابو الفداء : 1 / 166 .
( 2 ) . اين را بسيارى از نگارندگان سنّى يادآورى كردهاند .
( 3 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 140 .