ابن رشد در پيش درآمدهاى المدوّنة الكبرى « 1 » مىنويسد : قياس به اينگونه است كه چون دانشوران همداستان شدهاند كه استر و الاغ زكات ندارد - هرچند خوراكش با چراكردن فراهم شود - و نيز همداستان شدهاند كه شتر و گاو و گوسفند اگر خوراكش با چراكردن فراهم شود زكات دارد و دربارهء اسب - اگر چرا كننده باشد - همداستان نيستند ، زيرا در اين هنگام بايد همان دستورى را دربارهء آن به كار بست كه دربارهء خر و استر به كار مىبنديم نه دستورى كه دربارهء شتر و گاو و گوسفند به كار مىبنديم زيرا به آن دو مانندهتر است تا به اين سه . چون مانند آن دو ، سم دارد و سمدار به سمدار مانندهتر است تا به چهارپايانى كه سمشان شكافته يا كف پا دارند . گذشته از آنكه خداى تعالى نيز اسب را با استر و الاغ در يك جا ياد كرده است و يكگونه شمرده و گفته : چهارپايان را آفريد ، براى شما در آن گرما و سودها ، و از آن مىخوريد و براى شما در آن ، زيبايى است هنگامى كه از چراگاه آيند و به چراگاه روند . و هم براساس اين سخن از خداى بزرگ :
خدا است كه براى شما چهارپايان را نهاد تا بر آن سوار شويد و از آنها بخوريد .
11 - عثمان برنامهء سخنرانى را پيش از نماز انجام مىدهد
ابن حجر مىنويسد : ابن منذر با سندى درست كه به حسن بصرى مىپيوندند دربارهء عثمان آورده است كه نخستين كسى كه پيش از نماز سخنرانى كرد عثمان بود . در آغاز ، نماز مىگزارد و سپس سخنرانى مىكرد ، سپس ديد كسانى از مردم به نماز نمىرسند .
پس چنان كرد و پيش از آمدن آنان سخنرانى نمود « 2 » و اين انگيزه به جز انگيزهاى است كه مروان را به همين كار واداشت چون عثمان شايسته آن ديد كه توده به نماز برسند و مروان سزاوار آن ديد كه هرگونه شده سخنرانى به گوش ايشان برسد . با اين همه ، گفته شده كه مردم در روزگار مروان آگاهانه از نشستن پاى سخنرانى و گوش دادن به آن سرباز مىزدند زيرا كه در آن ، هم نكوهشها بود براى كسانى كه سزاوار آن نبودند و هم
هامش
( 1 ) . المدوّنة الكبرى : 1 / 263 .
( 2 ) . چونوچرا و بازخواست اين عبارت را به پژوهشگران باز مىگذاريم .