3 - اسماعيل بن يحيى ازدى به گزارش ابن حجر ، دارقطنى گزارشهاى او را سست مىشمرده است .
4 - ليث بن حماد استخرى : به گزارش ذهبى و ابن حجر ، دارقطنى گزارشهاى او را سست مىشمرده است .
5 - ابو يوسف قاضى . بخارى گويد : او را رها كردهاند . و از زبان ابن مبارك آوردهاند كه راستى ، او بسيار سست سخن است . و از زبان يزيد بن هارون آوردهاند كه گزارشكردن از وى روا نيست و فلاس گفت : هرچند كه او راستگوى بوده لغزشهاى بسيار دارد تا پايان سرگذشتش كه گذشت .
6 - غورك سعدى : به گزارش ذهبى در الميزان ، دارقطنى گويد : گزارشهاى او بسيار سست است « 1 » .
ديگر انگيزهاى كه اين گزارش را سست مىنمايد آن است كه پسر ابو يوسف قاضى آن را در ميان گزارشهايى كه از زبان پدرش بازگو كرده و الآثار ناميده نياورده و ذهبى آن را ياد كرده و مىنويسد : در سند آن ، ليث و جز او را مىبينيم كه دارقطنى گزارشهاشان را سست مىشمرده است « 2 » .
و تازه گزارش ياد شده ، از آن دو دستور جداگانهاى كه ابو حنيفه داده تهى است و به هيچ روى نمىرساند كه اگر اسب نر باشد هرچه هم بسيار شود زكات ندارد و اگر ماده باشد يا هم نر و هم ماده باشد زكات دارد - و تا پايان اين بافتهها - .
3 - ابن ابى شيبه در مسند خود در گزارشى دراز از زبان عمر آورده است كه پيامبر گفت : هيچكس از شما را ندانم كه روز رستاخيز بيايد و گوسفندى بانگكننده همراه داشته باشد و خود آواز دهد : محمّد ! محمّد ! پس مىگويم : براستى من پيام را رساندم و براى تو در برابر خدا چيزى ندارم . و هيچكس از شما را ندانم كه روز رستاخيز بيايد و اسبى شيهه كشنده همراه داشته باشد و خود آواز دهد : اى محمّد ! اى محمّد ! پس
هامش
( 1 ) . ر ك : ميزان الاعتدال : 2 / 323 ، 360 ؛ لسان الميزان : 1 / 192 ، 441 و 4 / 421 ، 493 و 5 / 401 و 6 / 300 .
( 2 ) . الميزان : 2 / 223 .