ابو زرعه گفته : گزارشهايش سست است و ابو حاتم گفته : گزارشهايش ناستوده است و خود تهى از ناآگاهى نيست و از زبان كسى كه به سخن ايشان اعتماد توان داشت گزارشهايى ناستوده بازگو مىكند و گزارشهايش سست است و جوزقانى گفته : او گزارشهاى پيچيده و ناستودهء بسيارى دارد و نسايى گفته : گزارشهاى او را كه سست است رها بايد كرد و گزارشش نوشته نمىشود و ابن عدى گفته : از گزارشهاى او چه بسيار اندك پيروى مىشود و ابن سعد گفته : گزارشهاى او سست بوده و ابن قانع و دارقطنى و ابو داود گفتهاند : گزارشهايش سست است و يعقوب بن سفيان گفته گزارشهاى رشدين سست است و سستتر . و تازه او گزارش بالا را از زبان :
موسى بن ايّوب غافقى آورده كه گرچه مىگويند ابن معين سخن او را شايستهء پشتگرمى مىشمرده با اين همه داورى وى و ساجى ، به ناستوده بودن گزارشهايش را نيز آوردهاند و عقيلى نيز او را از كسانى كه گزارشهاشان سست است دانسته « 1 » و تازه او گزارش خود را از زبان :
يكى از فرزندان رافع آورده است كه شناخته نشده و دانسته نيست كيست . پس اين گزارش سندش گسيخته و ميانجيان آن به گونهاىاند كه شايستهء پشتگرمى نمىنمايند .
شوكانى مىنويسد : حازمى آن را نيكو شمرده و نيكو شمردن آن ، جاى چون و چرا دارد چون يكى از ميانجيان سند آن رشدين است كه گزارشهاى او نيكو نيست و يكى ديگر هم ناشناس است . و به اينگونه از وى ياد شده : از زبان يكى از فرزندان رافع پسر خديج .
پس چنان مىنمايد كه گزارشى سست باشد نه نيكوى . « 2 »
اين هم بسيار دور از باور است كه پنداريم عثمان آن را پاسخ به پرسشى داده بود كه يا پيش از رسيدن دستور غسل از وى شده بود يا پيش از نسخ فرمانى كه - در آغاز اسلام در روزگار پيامبر - بايسته نبودن غسل را مىرسانيد ، و اين بهانه كه از گفتار قسطلانى در ارشاد السارى « 3 » برمىآيد نمىتواند دامن عثمان را پاك بنمايد زيرا در روزگار پيامبر خدا
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 3 / 277 و 10 / 336 .
( 2 ) . نيل الاوطار : 1 / 280 .
( 3 ) . ارشاد السارى : 1 / 332 .