گفت : من براى شما گزارشى بازگو مىكنم كه از پيامبر خدا شنيدم و چيزى مرا از بازگوگرى آن براى شما بازنداشت مگر دريغ داشتن آن به شما ، راستى اينكه شنيدم پيامبر خدا مىگفت : يك شب پاسدارى - در راه خدا - برتر است از هزار شب كه شبش را براى نماز به پاى ايستند و روزش را روزه بدارند . « 1 »
همو آورده است كه حمران گفت : عثمان بر روى زمين وضو ساخت و سپس گفت :
براى شما گزارشى بازگو مىكنم كه از پيامبر خدا شنيدم و اگر يك فراز از قرآن كريم نبود آن را براى شما بازگو نمىكردم شنيدم . پيامبر مىگفت : هركس وضو بگيرد و وضوى خود را نيكو بسازد و سپس به درون آيد و نماز بگزارد آنچه ميان اين كارش و ميان نماز ديگرش انجام مىدهد آمرزيده مىشود تا آن نماز را بگزارد . « 2 »
گروهى ديگر از پاسداران گزارشها نيز گزارش بالا را از مسند احمد گرفته و يادآورى كردهاند .
امينى گويد : كاش يكى مرا آگاه مىساخت كه اين همه دريغ ورزيدن از ياد دادن آن گزارشها به پيروان محمّد صلّى اللّه عليه و آله را چگونه مىتوان روا شمرد ؟ مگر مردمان به آن دو گزارش كه دربارهء برترى پيكار و پاسدارى در راه خدا رسيده نيازى سخت نداشتند و مگر جز به يارى آن دو برنامه بود كه ستون كيش ما و زير بنيادهايش مىايستاد ؟ و شكوه آن در دلها جاى مىگرفت ؟ در آن روزها كه مسلمانان براى رفتن به پيكار از يكديگر پيشى مىجستند - از پس برترىهاى اين برنامه به ايشان رسيده و كشورگشايىها كه پياپى انجام مىگرفت ايشان را در كارزار ورزيده گردانيده و به گسترش دادن زمينهء كشور و به چنگ آوردن بهرهها و سودها وادارشان مىنمود و اگر خليفه نيز دربارهء آوايى كه همواره در گوششان بود و در دلشان نشان مىگذاشت چيزى گزارش مىكرد شيفتگى ايشان به آن مىافزود و به دلخواه خويش به سوى آن پيش مىرفتند و دانايان ايشان ، به نادانان آموزش مىدادند - نه اينكه - چنانچه خليفه پنداشته - از پيرامون او بپراكنند - و اگر مىخواسته برساند كه پراكنده شدن ايشان از گرد خويش را - براى رفتن به پيكار نيز -
هامش
( 1 ) . همان : 1 / 61 ، 65 .
( 2 ) . همان : 1 / 57 .