تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
خونبهايش را مىپردازم « 1 » ؟ و باز چه جاى آن داشت كه استاد ابو على بگويد : راستى اينكه هرمزان بازمانده‌اى نداشت تا خون او را بجويد و پيشوا ، بازماندهء بىبازماندگان است و بازماندگان مىتوانند ببخشند . آرى ، با نگرش به همين خرده‌گيرىها بوده كه ابن اثير گزارشى را كه مىرساند بازماندگان هرمزان ، عبيد اللّه را بخشيدند ، نادرست شمرده و مىنويسد : - در چگونگى رهايى يافتن عبيد اللّه - آن گزارش ، درست‌تر است ، زيرا على چون به فرمانروايى رسيد خواست وى را بكشد و او از چنگ وى به شام نزد معاويه گريخت و اگر رهايى او به دستور بازماندگان بود على كارى با او نداشت . « 2 » و تازه پيش از همهء اينها ، سند خبر پر از كژى و كاستى و بيمارى و جاى چون و چراست ، زيرا طبرى آن را از نامه سرى بن يحيى به وى بازگو مىكند كه با اين نسبت هرگز يادى از وى نديده‌ايم جز آنكه نسايى گزارشى از سيف بن عمر را از دهان او بازگو كرده و گفته است : آسيب‌پذيرى اين گزارش شايد براى آن باشد كه سرى بازگوگر آن است « 3 » . و ابن حجر نيز او را همان سرى بن اسماعيل همدانى كوفى مىشمارد كه يحيى بن سعيد او را دروغگو دانسته و گروهى از علما ، سخنانش را سست مىشمارند . و ما برآنيم كه وى همان سرى بن عاصم همدانى است كه در بغداد زيستن گرفته ( م 258 ) و ابن جرير طبرى نزديك سى سال با وى هم‌روزگار بوده و ابن خراش او را دروغ‌پرداز مىخوانده و ابن عدى گزارش او را بسيار سست مىشمرده و گويد : وى گزارش دزدى مىكرده و ابن حبان مىافزايد : او گزارش‌هايى را كه از رفتار و گفتار ياران پيامبر داشته به گونهء گزارش‌هايى درمىآورده كه از رفتار و گفتار خود پيامبر رسيده ، و پشتوانه گرفتن سخن او روا نيست و نقاش دربارهء يك گزارش مىگويد : اين را سرى از پيش خود ساخته
هامش
( 1 ) . بدائع الصنائع : 7 / 245 . ( 2 ) . الكامل ، ابن اثير : 3 / 32 . ( 3 ) . تهذيب التهذيب : 3 / 460 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 205 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى