تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
بستگان وى از كودك شيرخوار و نوجوان گرفته تا پيرمرد ميانسال همه را سر بريدند ؟ يكى ديگر هم پيدا شده و براى هرمزان ، بازمانده‌اى تراشيده است به نام قماذبان . و بر آن رفته كه او با پافشارى مسلمانان از گناه عبيد اللّه درگذشت . طبرى گزارشى از سرى بازگو مىكند كه آن را شعيب از سيف بن عمر و او از ابو منصور گرفته است كه گفت : شنيدم قماذبان رويداد كشته شدن پدرش را بازگو مىكرد و مىگفت : ايرانيانى كه در مدينه بودند برخى با برخى رفت و آمد داشتند ، يك بار فيروز ( ابو لؤلؤ ) به پدرم گذر كرد و با او دشنه‌اى دو سره بود ، پدرم آن را از دست وى گرفت و گفت : در اين شهرها چه مىكنى ؟ گفت : با اين ، كارد تيز مىكنم . پس مردى وى را ديد و چون عمر زخم خورد آن مرد گفت : من اين كارد را دست هرمزان ديدم كه آن را به فيروز داد . پس عبيد اللّه روى به هرمزان آورد و او را بكشت و چون عثمان بر سر كار آمد مرا خوانده وى را به دست من سپرد و گفت : اى پسركم ! اين كشندهء پدر توست و تو براى پرداختن بها سزاوارتر از مايى ، پس برو و او را بكش . پس من وى را بيرون بردم و در آن سرزمين هيچ‌كس نماند كه همراه من نيايد جز آنكه ايشان خواهش مىكردند او را ببخشم . پس من به ايشان گفتم : آيا من مىتوانم او را بكشم ؟ گفتند : آرى ، و عبيد اللّه را دشنام دادند . من گفتم : آيا شما مىتوانيد از كار من جلوگيرى كنيد ؟ گفتند : نه و باز او را به دشنام گرفتند . پس من او را براى خدا و براى ايشان رها كردم ، پس مرا برداشتند و به خدا سوگند كه من راه را تا به خانه نيامدم ، مگر بر روى سر و دست مردان . اگر اين بازماندهء پندارى در آنجا بوده پس چرا - به گونه‌اى كه در گزارش‌هاى درست آمده - عثمان بر فراز منبر گفت : « اين مرد بازمانده‌اى ندارد كه ميراثش به او رسد - مگر همهء مسلمانان - و من نيز پيشواى شمايم » ؟ و چرا به گزارش خود طبرى در جاى ديگر گفت : من سرپرست ايشانم و براى آن خونبهايى نهادم كه پرداخت آن را از دارايى خويش به گردن گرفتم ؟ و اگر مىدانست كه چنان بازمانده‌اى هست چرا پيش از گفتگو با او ، داورى كرد كه به جاى كيفر دادن كشنده بايد خونبها پرداخت ؟ و چرا پس از پيشنهاد خونبها ، آن را به وى نپرداخت و بر دارايى خود هموار ساخت ؟ و تازه سرانجام چه شد و
الغدير ( فارسى ) — صفحة 203 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى