تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
از دوزخيانند « 1 » . 2 - خداى تعالى گويد : تو نمىتوانى هركه را دوست دارى ، راه بنمايى . خداست كه هركه را بخواهد راه مىنمايد و او به راه‌يافتگان ، داناتر است « 2 » . بخارى در تفسير سورهء قصص مىنويسد : حديث كرد ما را ابو يمان از زبان شعيب و او از زهرى و او از سعيد بن مسيب و او از پدرش كه چون ابو طالب را هنگام مرگ فرا رسيد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيامد و ديد ابو جهل و عبد اللّه بن ابو اميه پسر مغيره نزد اويند ، پس گفت اى عمو ! بگو هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست تا با اين سخن به سود تو با خداوند به گفتگو پردازم . ابو جهل و عبد اللّه بن ابو اميه گفتند : آيا از دين عبد المطلب روى مىگردانى ؟ پس پيامبر خدا همچنان به وى پيشنهاد گفتن آن سخن را مىنمود و آن دو نيز از نو سخن خود را بازگو مىكردند تا سرانجام ابو طالب گفت : من بر دين عبد المطلبم و پس از آن سخنى بر زبان نياورد و نپذيرفت كه بگويد : هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست . رسول خدا گفت : به خدا سوگند ، براى تو از خدا آمرزش خواهم خواست تا هنگامى كه مرا از اين كار باز بدارد ، آنگاه اين آيه فرود آمد : پيامبر و گروندگان به وى را نمىرسد كه براى بت‌پرستان آمرزش بخواهند . در اينجا نيز روى سخن به ابو طالب است كه خداوند به پيامبر خويش مىگويد : تو نمىتوانى هركه را دوست دارى راه بنمايى و اين خداست كه هركه را خواهد راه مىنمايد « 3 » . و در روايت طبرى كه سند درستى نيز ندارد ، آمده است كه اين آيه فرود آمد : « پيامبر و گروندگان به وى را نمىرسد . . . » و اين آيه نيز كه « تو نمىتوانى هركس را دوست دارى . . . » . روايت بالا را مسلم نيز در صحيح خود از زبان سعيد بن مسيب آورده و بيشتر تفسير نگاران نيز از روى گمان نيكويى كه به دو صحيح و نگارندگان آن دو داشته‌اند ، از ايشان پيروى نموده‌اند .
هامش
( 1 ) . توبه 9 / 113 . ( 2 ) . قصص 28 / 56 . ( 3 ) . صحيح البخارى : 7 / 184 .