مىداشته ، با آيات پيشين هماهنگ نيست .
2 - خداى تعالى در دنبالهء آيه بالا نيز مىگويد : و جز خويشتن را به پرتگاه نيستى نمىافكنند كه در اينجا نيز روى سخن با همان كسان است كه پيشتر ذكرشان رفت و شايسته نيست بگوييم روى سخن به كسى است كه مردم را از آزار او بازمىداشته ، زيرا اين كار به خودى خود نيكوست و انگيزهء افتادن به پرتگاه نيست .
اگر گفته شود آيهء « جز خود را به پرتگاه نيستى نمىافكنند » ، برمىگردد به فراز پيش از آن : « از او دورى مىگزينند » نه به فرازى پيشترش : « مردم را از او بازمىدارند » كه بر اساس آن مىخواهد بگويد : ايشان با پيش گرفتن راهى جدا از دين او و رهاكردن سازش با او ، از او دورى مىگزينند و اين نيز نكوهش است . پس نبايد با نگاه به فراز پيشترش كه نكوهش نيست ، برداشت نخستين را برتر بشماريد . در پاسخ مىگوييم : آنچه از نماى گفتار « جز خود را به پرتگاه نمىافكنند » برمىآيد ، اين است كه گفتار ياد شده به همهء آيات پيش از خود برمىگردد و نه به يك آيهء تنها ، زيرا مانند آن است كه كسى بگويد :
« فلانى از فلان چيز دورى مىنمايد و از آن روى برمىتابد و با اين كار جز به خود زيان نمىزند » . كه اين زيان بايد كيفرى براى هردو كار وى شمرده شود ، نه يكى از دو كار وى به تنهايى « 1 » .
ابن كثير نيز برداشت نخستين را به نقل از ابن حنيفه و قتاده و مجاهد و ضحّاك و كسانى جز ايشان آورده مىنويسد : اين برداشت روشنتر است و خدا بهتر مىداند ، و ابن جرير نيز همان را برگزيده است « 2 » .
نسفى نيز برداشت نخست را ياد كرده ، سپس مىنويسد : و گفته شده كه روى سخن به ابو طالب است . با اين همه ، برداشت نخستين به سخنان استوار نزديكتر است « 3 » .
و نيز زمخشرى « 4 » و شوكانى « 5 » و ديگران برداشت نخستين را ياد كرده و برداشت دوم
هامش
( 1 ) . تفسير رازى : 4 / 28 .
( 2 ) . تفسير ابن كثير : 2 / 127 .
( 3 ) . تفسير نسفى ، در حاشيهء تفسير خازن : 2 / 10 .
( 4 ) . الكشاف : 1 / 448 .
( 5 ) . تفسير شوكانى : 2 / 103 .