را نيز با كلمهء « و گفته شده » آوردهاند و سپس آلوسى برداشت نخستين را به گستردگى آورده و در پى آن برداشت دوم را ، بعد مىنويسد : اين برداشت را امام رازى درست ندانسته ، آنگاه فشردهء گفتار او را ياد كرده است .
اكنون قرطبى كه كوركورانه به كار برخاسته و همچون كسى كه شبانه به گردآورى هيزم برخيزد ، روايتى را از اينجا و آنجا سر هم كرده ، اى كاش ما را راهنمايى مىكرد كه اين بافتهها را از كجا آورده ؟ از كه گرفته ؟ سند روايت خود را سرانجام به كه رسانيده ؟ و كداميك از حافظان درآوردن اين روايت با او هماهنگى نموده است ؟ و كدام نگارندهاى پيش از وى آن را نوشته است ؟ و كيست كه گفته باشد ابو طالب آن چكامه را كه قرطبى ياد كرده ، در روز درگيرى با ابن زبعرى سروده ؟ و كيست كه آن روز را هنگام فرود آمدن اين آيه شمرده باشد ؟ و چه هماهنگى و پيوستگى هست ميان اين آيه و هشدار دادن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ابو طالب با آن سرودههايش ؟ و سخنى را كه قرطبى بافته و بر پيامبر بسته كه :
« اى عمو ! دربارهء تو آيهاى فرود آمد » ، آيا كسى از ديگر پيشوايان دانش حديث - از گذشتگان و آيندگان - نيز روايت كرده است ؟ و آيا قرطبى بازپسين پاره از روايت خود را جز در تفسير خودش ، در جاى ديگر يافته است ؟ و آيا در چاه كژدمها و مارها نيز فرو رفته تا آن را تهى از ابو طالب بيابد ؟ و آيا مأمور بستن و گشودن گردنبند آهنين بوده تا بداند كه آن سرور مكيان را با آن نمىبندند ؟ يا نه ، همهء اين سخنان را با اعتماد به گفتهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىنويسد ؟ چه خوش اگر خوابها راست دربيايد ، و به هرپندار ، همهء خردههايى كه به گويندگان اين مطالب دربارهء ابو طالب گرفتيم ، بر قرطبى به گونهاى استوارتر مىتوان گرفت .
آيهء دوم و سوم
1 - خداى تعالى گويد : پيامبر و گروندگان به او نبايد براى بتپرستان آمرزش بخواهند ، هرچند از خويشان ايشان باشند ، البته پس از آنكه برايشان آشكار شد كه آنان