حبيب بن ابى ثابت را از زبان ديگرى كه او از ابن عباس آن را شنيده ، بازگو مىكند « 1 » و در دنبالهء آن مىنويسد : برترين اين برداشتها در تفسير اين آيه ، برداشت كسانى است كه مىگويند : روى سخن به كسانى است كه مردم ديگر را از پيروى محمّد بازمىدارند و خود نيز از پيروى او دورى و كنارهجويى مىنمايند ، زيرا آيات پيش از آن به يادآورى كسانى از بتپرستان مىپردازد كه با رسول خدا كينه مىورزيدند و گفتار او را دروغ مىشمردند و از وى و الهامى كه از سوى خدا برايشان آورده بود ، روى برمىتافتند ، پس بايد اين آيه كه : مردم ديگر را از او بازمىدارند نيز دربارهء ايشان و گزارش كار ايشان باشد ، زيرا نشانهاى نداريم تا بتوانيم بگوييم روى سخن كه تا اينجا به آنان بود ، از اين پس به ديگرى است . البته ، دنبالهء اين آيه و نيز آيات پيشترش گواهى مىدهد كه برداشت ما درست است ، همان برداشتى كه بر اساس آن ، اين آيه از شيوهء گروهى از بتپرستان در ميان قوم پيامبر خدا خبر مىدهد ، نه از شيوهء يك تن ويژه از ايشان . بر اين اساس ، پس تفسير آيات ياد شده به اين گونه انجام مىگيرد : اى محمّد ! اين بتپرستان هرآيهاى نيز ببينند ، نمىگروند و هنگامى كه به نزد تو آيند ، با تو بگو مگر مىكنند و مىگويند : آنچه تو براى ما آوردهاى ، جز داستانها و اخبار پيشينيان چيزى نيست و ايشان ديگران را از شنيدن آياتى كه فرود آمده بازمىدارند و خود نيز از تو كناره مىگيرند و از تو و از پيروىات دور مىشوند و جز خود را به پرتگاه نيستى نمىافكنند « 2 » .
رازى نيز دو برداشت در اين زمينه ياد كرده است : يكى اينكه آيهء ياد شده دربارهء بتپرستانى است كه مردم را از پيروى پيامبر و گواهى به رسالت او بازمىداشتند و ديگر اينكه تنها دربارهء ابو طالب فرود آمده . آنگاه مىنويسد : برداشت نخستين از دو جهت به سخن درست نزديك است :
1 - همهء آياتى كه پيش از اين آيه آمده ، شيوهء ايشان را نكوهش مىكند . پس اين آيه كه :
ايشان مردم را از او بازمىدارند ، بايد گزارشى از كارهاى ناپسند ايشان را دربر داشته باشد و اگر بگوييم روى سخن به ابو طالب است كه مردم را از آزار رساندن به پيامبر باز
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى : 7 / 109 .
( 2 ) . تفسير طبرى : 7 / 110 .