تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
معاويه و مروان و زياد و حجّاج مىآيند و هرگونه دلشان مىخواهد براساس هوس‌هاى خود دين خدا را به بازى مىگيرند . و آغازكنندهء يك كار ، ستمگرتر از ديگران است .

5 - خليفه خانهء خدا - كعبه - را پهناور مىنمايد

طبرى - به هنگام يادآورى از رويدادهاى بيست و ششمين سال پس از مهاجرت‌كردن پيامبر به مدينه - مىنويسد : در همين سال بود كه عثمان زمينهء پرستشگاه مسلمانان را بيفزود و آن را پهناور نمود ، ساختمان‌هاى گروهى از همسايگان را بخريد و ديگران كه به فروش تن در ندادند سراىهاشان را ويران ساخت و بهاى آن را در گنجينهء دارايى توده نهاد و چون بر سر او بانگ و فرياد راه انداختند دستور داد ايشان را زندانى كنند و گفت : مىدانيد چه انگيزه‌اى شما را بر من گستاخ ساخته است ؟ راستى كه جز بردبارى من ، شما را بر من گستاخ نساخته است . عمر با شما همين كار را كرد و بر سر او داد نزديد . سپس عبد اللّه - ابن خالد بن اسيد - دربارهء ايشان با او به گفتگو پرداخت تا از بند رهايى يافتند . « 1 » گزارش بالا را يعقوبى و ابن اثير آورده‌اند . « 2 » و بلاذرى از زبان مالك آورده است كه زهرى گفت : عثمان مسجد پيامبر را گسترش داد و ده هزار درهم سيم از دارايى خود به هزينهء آن رساند . پس مردم گفتند : پرستشگاه پيامبر خدا را گسترش مىدهد و برنامهء او را دگرگون مىنمايد . « 3 » گويا خليفه نه در دين اسلام ، آيين هم‌سويه و پابرجايى براى آنچه در دست مردم است مىديده و نه در آيين پاك ما ارزش و آبرويى براى دارايىها و دارندگان آن سراغ داشته و گويا سخن پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و آله به گوش او نخورده بوده كه دست زدن به دارايى هيچ مسلمانى روا نيست مگر او از سر دل رضايت دهد . « 4 » و براساس گزارش جصّاص در
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 47 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 142 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 39 . ( 3 ) . الانساب : 5 / 38 . ( 4 ) . اين گزارش را با اين پرداخت ، حافظ بن ابى جمرهء ازدى در بهجة النفوس : 2 / 134 و 4 / 111 آورده است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 188 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى