بسيار شدن مردم در خود مدينه نيز اگر بگيريم كه انگيزهء درستى براى افزودن به برنامهء آواز دردادن باشد تازه آنچه را درست مىنمايد افزودن به آوازدهندگان است كه در هرگوشهء شهر و همه در يك هنگام به كار برخيزند . نه اينكه پس از بانگ نماز دردادن كه بايد پس از اذان مسلمانى و - كار پيش از نماز - باشد يك بار ديگر از نو اذان دردهند زيرا دستور پيامبر ، آشكارا با اين شيوه ناسازگار است و كار خليفه هم - بهگونهاى كه تركمانى در شرح سنن كبرى بيهقى ما را آگاه مىسازد « 1 » - افزودن بر برنامهء بانگ مسلمانى پس از بانگ نماز بوده است نه افزودن به آوازدهندگان و ياران پيامبر نيز از همين روى وى را نكوهش كردند و كار او را نوآورى ناروا شمردند و گرنه چند تا بودن آواز دهندگان ، تنها در روزگار عثمان نبوده است زيرا در روزگار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز ؛ هم بلال بانگ مسلمانى برمىداشت و هم پسر امّ مكتوم و عثمان نيز - بهگونهاى كه در روشنگرى آبى بر صحيح مسلم آمده « 2 » - به هنگام بسيار شمردن مردم چهار تن را براى اين نيازمندى برگرفت و هيچكس را هم نيافتهام كه چند تا بودن آوازدهندگان را ناروا بشمارد كه تازه دستورهايى هم بر اين برنامه بار كردهاند چنان كه گاهى اين پرسش را پيش مىكشند كه - آيا چنانچه گفته شده - با چند تا بودن آوازدهنده ، اذان واجب يا شايسته هم چند تا مىشود يا نه ؟ و هنگامى كه آوازدهندهء نخستين كارش به انجام رسيد آيا امام جماعت مىتواند در خواندن نماز درنگ كند تا آن ديگرى هم كارش پايان يابد ؟ يا مىتواند بيرون رود و آن ديگرى نيز اذان خود را نيمهكاره ببرد ؟ و آيا چند آوازدهندهاى كه هستند مىتوانند يكى پس از ديگرى آواز بردارند ؟ يا همهشان بايد در آغاز هنگام نماز آواز بردارند ؟ و شافعى مىنويسد : اگر پرستشگاهى بزرگ چند آوازدهنده آماده داشته باشد جاى گفتگو نيست كه هريك از آنان مىتواند - برفراز يكى از گلدستههاى آن - آواز بردارند تا همهء شنوندگان - در يك هنگام - آواز مسلمانى را بشنوند . « 3 »
آنگاه نماى گزارش درستى كه گذشت ، مىرساند كه عثمان به برنامهء بانگ مسلمانى
هامش
( 1 ) . شرح سنن كبرى : 1 / 429 .
( 2 ) . صحيح مسلم : 2 / 136 .
( 3 ) . كتاب الام : 1 / 72 .