دادن افزود به اينگونه كه دستور داد پس از بانگ مسلمانى و بانگ نماز دردادن يكبار ديگر بانگ مسلمانى دردهند نه اينكه پيشتر از اينها بانگ مسلمانى دردهند و اين را ، هم از گزارش طبرانى كه بيايد مىتوان دريافت و هم از آنچه برخى از روشنگران گزارش به كوتاهى باز نموده و گفتهاند كه سومين اذان ، سومين است از ديدگاه آيين و دين ، زيرا پيش روى پيشنماز و بر بانگ نماز به بانگ مسلمانى افزوده شده است « 1 » آرى ، ابن حجر مىنويسد : روشنگران همداستاناند كه خواست گزارشگر از اين دو واژه : « سومين بانگ مسلمانى » آن است كه دو تاى نخستين يكى ، بانگ مسلمانى است و ديگرى بانگ نماز و آنگاه اذان سومى را هم كه به دستور عثمان سرمىدادند « سومين بانگ مسلمانى » مىخواندند و اين مىرساند كه پيشتر بايستى دو بار ديگر بانگ مسلمانى سرداده شده باشد . « 2 » و عينى مىنويسد : بانگ نماز كه در اينجا بانگ مسلمانى خوانده شده از اينروى است كه - همانند آن - آگهىهايى دربر دارد و از همين روى است كه پيامبر گفت : ميان هر دو بانگ مسلمانى ، نمازى است براى كسى كه بخواهد . « 3 » و خواست او ميان بانگ مسلمانى و بانگ نماز است . « 4 »
و تازه گيرم بسيار شدن مردم انگيزهاى باشد براى افزودن به برنامهء آواز دردادن ، باز هم چنان كه گفتيم بايستى برنامهء آواز دردادن افزونى را در گوشهاى شهر كه از پرستشگاه به دور است پياده كنند تا به گوش كسى رسد كه اذان مسلمانى ويژهء پرستشگاه را كه - چنانچه در سنن ابو داود آمده « 5 » - در روزگار پيامبر و روزگار ابو بكر و عمر و بر در پرستشگاه سرداده مىشد نمىشنود نه در زوراء - كه چنانچه در القاموس و تاج العروس آمده - خانهاى در كنار پرستشگاه بوده خواه آن را خانهء عثمان بن عفان بشماريم كه حمودى در معجم يادى از آن كرده « 6 » و طبرانى نيز گويد : عثمان بفرمود تا آواز نخستين را
هامش
( 1 ) . شرح ترمذى در كنار زمينهء آن : 2 / 68 .
( 2 ) . فتح البارى : 2 / 315 .
( 3 ) . اين گزارش را بخارى در صحيح خود : 2 / 8 آورده است .
( 4 ) . عمدة القارى : 2 / 290 .
( 5 ) . سنن ، ابو داود : 1 / 171 .
( 6 ) . معجم : 4 / 412 .