تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
برنامه‌اى براى همهء شهرهاى مسلمانان مىگردانند . و امير مؤمنان على عليه السّلام را از متعهء حجّ بازمىدارد با آنكه از زبان وى مىشنود : من براى سخن هيچ‌كس از مردم ، شيوهء پيامبر خدا را رها نخواهم كرد . و بر اسب هم ماليات مىبندد با آنكه خداوند با گواهى پيامبر پاكش از سر اين كار گذشته است . و با سرپيچى از آيين‌نامه‌اى كه بىچون‌وچرا از پيامبر است برنامهء سخنرانىكردن در نماز عيد فطر و عيد قربان را پيش از نماز انجام مىدهد . و دو ركعت نخستين نماز را بىخواندن حمد و سوره برگزار مىكند و اين كار واجب را به دو ركعت پس از آن باز مىگذارد . و دربارهء عدّهء زنى كه با طلاق خلع آزاد شده ، برداشتى دارد كه با سنّت پيامبر كه همه در برابر آن سر فرود آورده‌اند ناسازگار است و دربارهء دارايىها و صدقات روشى برمىگزيند كه با آنچه در قرآن كريم و سنّت پيامبر دستور داده شده به هيچ روى نمىخواند . و به همين‌گونه بسيارى از برداشت‌هاى او كه فرمان‌ها و آيين‌هاى اسلام پاك را پايمال مىنمايد و گزارش آنها را با گستردگى خواهى خواند . و اين هم از معاويه ! چه مىدانى معاويه كيست ؟ نماز ظهرش را با پيروى از بزرگ‌ترين پيامبران به انجام مىرساند پس مروان و ابن عثمان به سراغ وى مىآيند و از آن شيوه رو گردانش مىسازند تا - در نماز - عصر - از برنامه‌اى كه - به گواهى خودش آن از پيامبر روشن است سرپيچيد و پيرو سياست روز گرديده نوآورى نارواى عموزاده‌اش را زنده كند و آيين پيامبر برگزيده را نابود گرداند و به كسانى همچون مروان يا ابن عثمان نزديك گردد . و مىبينى كه به داورى او گرفتن دو خواهر با يكديگر - اگر برده باشند - ناروا نيست و چون مردى بر وى پرخاش مىكنند پروايى نمىنمايد « 1 » چنان كه بهرهء وام را هم روا
هامش
( 1 ) . الدرّ المنثور : 2 / 137 .