مىشمارد با آنكه در قرآن كريم گرامى آمده است : و خداوند خريد و فروش را روا گردانيد و بهرهء وام را ناروا . و چون ابو درداء او را آگاه مىنمايد كه پيامبر از اينگونه داد و ستد جلوگيرى كرده ، مىگويد : من جاى سخنى در آن نمىبينم و ابو درداء مىگويد :
كيست كه مىتواند براى من پوزشى براى معاويه بياورد ؟ من دستور پيامبر خدا را به او گزارش مىدهم و او برداشت خودش را به من گزارش مىدهد ، من در هيچ سرزمينى كنار تو نخواهم ماند ، پس ، از مرز فرمانروايى معاويه بيرون شد . « 1 »
و خونبهاى نامسلمانانى را كه در پناه مسلماناناند هزار دينار زر شناخته ، پانصد دينار آن را در گنجينهء دارايىها مىنهد و نيم ديگر را به خانوادهء كسى كه كشته شده مىدهد با آنكه اين كار نوآوريى است كه آشكارا و بىهيچ چونوچرا با برنامهء خداوندى ناسازگار است . « 2 »
و چنان كه شافعى ياد كرده دستور مىدهد كه در عيد فطر و عيد قربان اذان بگويد با آنكه دستورى براى اذان گفتن در اين روز نرسيده و اذان نيز جز در كارهايى كه دستور آن بايسته است روا نيست . « 3 »
و از ارمغانهاى مردم به يكديگر باج گرفته و به گونهاى كه در كتاب الام مىخوانيم نخستين كسى مىشود كه اين شيوه را نهاده است . « 4 »
و هم گونهاى كه ابن ابى شيبه گزارش كرده او نخستين كسى است كه يك تكبير را كم كرده و به گونهاى كه ماوردى و ابن كثير آوردهاند دزدانى را به نزد او مىآورند ، برخى را دست مىبرد و گناه يكى را نديده مىگيرد زيرا از وى و از مادرش سخنى شنيده كه او را خوش آمده است . « 5 »
و باز به گونهاى كه به گستردگى گزارش خواهيم داد در عيد فطر و قربان برنامهء سخنرانى را پيش از نماز انجام مىدهد و اين كار با سنّت پيامبر هيچ سازشى ندارد .
هامش
( 1 ) . اختلاف الحديث ، شافعى : 7 / 23 ، كه در كنار نگاشتهء ديگرش الام چاپ شده است .
( 2 ) . كتاب الديات ، ابو عاصم ضحاك 50 .
( 3 ) . كتاب الام : 1 / 208 .
( 4 ) . كتاب الام : 2 / 14 .
( 5 ) . الاحكام السلطانية 219 ؛ البداية و النهاية : 8 / 136 .