ركعت دوم آن را دوبار مىخواند و گاهى هم در هيچيك از ركعتهاى نمازش آن را نمىخواند و به همين بسنده مىكرد كه هنگام پشت خمكردن و پيشانى بر زمين نهادن ، خدا را نيكو پرستش كرده و گاهى آن را نيز به جا مىآورد و هيچ نمىخواند و سپس كار را از سر مىگرفت . « 1 »
و هموست كه چنانچه گذشت « 2 » مردم را از خواندن نمازهاى نيكو پس از نماز عصر بازمىداشت و كسانى را كه به اين كار مىپرداختند تازيانه مىزد و با آنكه مردم آگاهش كردند كه اين كار برنامهء محمّدى است ، گوش نمىداد .
و هموست كه چنانچه گذشت « 3 » دربارهء ارث پدر بزرگ صد جا داورى نمود كه برخى از آنها با برخى ديگر هيچگونه سازشى نداشت .
و چنانچه به گستردگى گفته شد « 4 » در آمدن اين سخن از دهان وى آشكار است كه : در روزگار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دو متعه بود كه من مردم را از آن بازمىدارم و هركه نپذيرد كيفر مىدهم .
و هم از زبان اوست كه آوردهاند : اى مردم ، سه كار در روزگار پيامبر خدا بود كه من شما را از آن بازمىدارم و آنها را ناروا مىشمارم و هركه نپذيرد او را كيفر مىدهم : متعهء زنان ، متعهء حجّ ، و گفتن حىّ على خير العمل ( بشتابيد به انجام نيكوترين كارها ) . « 5 »
و ديگر فرمايشها و داورىهايى كه از اينگونه داشته و در جلد يازدهم و دوازدهم از برگردان پارسى غدير زير نشانى « يادبودهاى شگفتانگيز در دانش عمر » آورديم .
و اين هم از عثمان كه آييننامهء روشن و پا برجاى پيامبر را دربارهء كارى همچون نماز كه ستون دين او است پايمال مىكند و بهانهاش هم اين است : اين برداشتى است كه به مغز من رسيده !
و پس از اذان و اقامه ، دستور به گفتن اذانى ديگر مىدهد كه تودهء مسلمان نيز آن را
هامش
( 1 ) . همان : 6 / 108 .
( 2 ) . همان : 6 / 184 .
( 3 ) . همان : 6 / 116 .
( 4 ) . همان : 6 / 210 .
( 5 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 213 .