و نيز اوست كه نفرين فرستادن بر امير المؤمنين على عليه السّلام را برنامهء كار مىگرداند و به سخنوران و پيشوايان و پيشنمازان گروه دستور مىدهد كه در همهء شهرها و دهكدههاى مسلمانان اين دستور را پياده كنند .
پس ، از كار خويش در بينايىاى باش و از هوسهاى كسانى كه نادانند پيروى مكن و بپرهيز كه ترا از راه بگردانند ، زندگى و مرگ ايشان يكسان است و بد داورى مىكنند .
3 - خليفه ، آيينهاى كيفرى را پايمال مىكند
بلاذرى از راه محمّد بن سعد از زبان ابو اسحاق همدانى آورده است كه وليد بن عقبه بادهگسارى كرد و مست شد پس بامدادان بر مردم پيشنمازى كرده و دو ركعت نماز گزارد « 1 » آنگاه روى به ايشان كرد و گفت : برايتان بيشتر بخوانم ؟ گفتند : نه ! براستى كه ما نمازمان را بگزارديم ، پس از اينها ابو زينب با جندب بن زهير ازدى بر وى درآمدند و ديدند مست است پس انگشترى او را از دستش بيرون كردند و او از بس مست بود چگونگى را درنيافت . . . .
ابو اسحاق گفته : ، مسروق به من گزارش داد كه او چون به نماز ايستاد از جايش دور نشد تا آنچه را نوشيده بود بالا آورد پس چهار تن - ابو زينب ، جندب بن زهير ، ابو حبيبهء غفارى ، صعب بن جثامه - براى گفتگو دربارهء او با عثمان خارج شدند و عثمان را از آنچه وى كرده بود آگاه ساختند . پس عبد الرحمن بن عوف گفت : او را چه شده ؟ آيا ديوانه گرديده ؟ گفتند : نه ، مست كرده . گزارشگر گفت : پس عثمان ايشان را بيم داد و در هراس افكند و به جندب گفت : تو ديدى كه برادرم « 2 » بادهگسارى مىكرد ؟ گفت : نه ، پناه به خدا ، من گواهى مىدهم كه او را ديدم مست بود و آنچه را خورده بود از درون برمىگردانيد و من انگشترى او را از دستش برگرفتم و او از بس مست بود چگونگى را درنيافت .
هامش
( 1 ) . در الانساب و صحيح مسلم به اينگونه آمده و ديگر پشتوانههاى اين گزارش - به گونهاى كه اگر خدا خواهد خواهى ديد - همه يك سخن مىگويند كه او نماز بامداد را چهار ركعت خواند .
( 2 ) . وليد برادر وى بوده است از سوى مادرش اروى دختر كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس .