خليفه درست نمىشمارد و در پاسخ بهانههاى او نيز مىگويد : هيچكدام از اينها روش ترا درست نمىنمايد و خود نيز از او مىشنود كه : راستى را اين برداشتى است كه - در سرپيچى از شيوهء آشكار پيامبر - به مغز من رسيده . با همهء اينها خودش هم چون از ابن مسعود مىشنود كه ناسازگارى بدتر است نماز را چهار ركعت مىخواند چرا ناسازگارى با عثمان بدتر باشد و ناسازگارى خود او و ايشان با آيينهاى واجب پيامبر بدتر نباشد ؟ مرا بگذار و از آن نخستين ياران پيامبر بپرس .
و اين على امير مؤمنان و تنها كسى است كه پا در جاى پاى بزرگترين پيامبران مىنهد و چون به نزد او آيند تا - چنان كه گذشت - بر ايشان امامت كند گويد : اگر خواهيد نمازى را كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بر شما واجب گردانيده - دو ركعت - مىخوانم . گويند : نه ما جز به نمازى كه امير المؤمنين عثمان بپسندد - چهار ركعت - خشنودى نمىدهيم پس او نمىپذيرد و ايشان نيز پروا نمىكنند .
آرى ، هم در چشم آن خليفههايى كه انديشههاى نسنجيدهشان را در كيش خدا جاى دادند و هم در چشم پيروان ايشان ، دستورهايى خدايى ، پشتوانهاى جز سياست روز نداشت و واداشتن و بازداشتن مردم بر پايهء همان مىچرخيد و با دگرگون شدن آن نيز انديشهها دمبهدم دگرگونى مىيافت ، نخستين كس از ايشان را مىبينى كه پيش چشم همه مىگويد : اگر مرا با برنامهء پيامبرتان برگرفتهايد تابوتوان آن را ندارم - با آنكه بزرگ پيامبران برنامهاى بس ساده و آسان آورد - و باز مىگويد : من بنا بر انديشهء خودم سخن مىگويم اگر درست باشد از خداست و اگر نادرست باشد از من و اهريمن . « 1 »
كسى هم كه پس از او مىآيد با آنكه - گذشته از آنچه در قرآن كريم و سنّت پيامبر آمده - بزرگترين پيامبران دستور تيمم را به او آموخته باز هم او بىباكانه دستور مىدهد كه اگر جنب دسترسى به آب نداشت نبايد نماز بخواند . « 2 »
و همين مرد است كه در ركعت نخست از نماز خود سورهء حمد را نمىخواند و در
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 7 / 104 و 118 و 119 .
( 2 ) . همان : 6 / 83 .