تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

كيش اين گذشتگان همان سياست روز بوده است

اين گزارش‌هايى كه دربارهء نماز خليفه رسيده ، همراه با نمونه‌هاى فراوان كه از رفتار بسيارى از ياران پيامبر در دست داريم آشكارا ما را آگاه مىكند كه آيين راستين ، نمىتوانسته ايشان را از ناسازگارى با آموزش‌هاى واجب روگردان سازد و ايشان هماهنگى با سياست روز را سزاوارتر مىدانسته‌اند و گرنه ، پس چرا بايد نماز را چهار ركعت بخوانند با آنكه مىدانستند اين كار با دستور دين آنان ناساز است و هيچ دستاويزى هم براى كار خود نداشتند جز اينكه سرپيچى از فرمان خليفه بدتر است . و آنگاه اينان يا كسانى كه از ايشان پشتيبانى مىكنند و همگىشان را بىچون‌وچرا دادگر و نيكوكار مىشمارند تقيّه را روا نمىدارند . اينك اين عبد اللّه بن عمر است كه از نوآورى نارواى خليفه پيروى مىكند و چون با پيش‌نماز به نماز مىايستند آن را شكسته نمىخواند و چون به تنهايى نماز مىگزارد آن را دو ركعت مىخواند با آنكه به زبان خود مىگويد : كسى كه در ميهن خود نيست بايد نمازش را دو ركعتى بخواند و هركه از سنّت پيامبر سرپيچد از دين او خارج شده و اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم در گوش وى هست كه : براستى خداوند ، كار هيچ‌كس را نپذيرد تا آن را به استوارى انجام دهد . پرسيدن : به استوارى انجام دادن آن چگونه است ؟ گفت : پاك‌كردن آن از خودنمايى و نوآورىهاى ناروا « 1 » و نيز اين سخن وى صلّى اللّه عليه و آله : هر كسى كارى انجام دهد كه نشان فرمان ما بر آن نباشد پذيرفته نيست . « 2 » و اين عبد اللّه بن مسعود است كه مىداند سنت پيامبر براى كسى كه در ميهن خويش نيست دو ركعت نماز است و خود نيز گزارشگر اين دستور است و آنگاه با اين دستاويز از شكسته خواندن نماز سرباز مىزند كه : عثمان پيشواست و من از فرمان او سر نپيچم زيرا نافرمانى بدتر است چنانچه در صفحات قبل گذشت . و اين عبد الرحمن بن عوف است كه شكسته نخواندن نماز را در سفر به هيچ روى بر
هامش
( 1 ) . بهجة النفوس ، حافظ بن ابى جمرهء ازدى اندلسى : 4 / 160 . ( 2 ) . المحلى : 7 / 197 .