به هيچ روى برداشتهاى گوناگونى نبود و همهء ياران پيامبر ، همداستان بودند كه - بر اساس آييننامههاى روشن - كسى كه در ميهن خود نيست بايد نماز را شكسته بخواند و كار خليفه هيچ پشتوانهاى نداشت مگر - به گفتهء خودش - برداشتى كه - در سرپيچى از فرمان پيامبر - به مغز وى رسيده بود . و آنچه پرده از گير و دار برمىدارد گزارش درستى است كه احمد در سرگذشت مروان آورده و در آن مىخوانيم : چون معاويه به مكّه آمد نماز ظهر را شكسته خواند پس مروان و عمرو - ابن عثمان - به سوى او برخاسته و گفتند :
آنگونه كه تو بر عموزادهات خرده گرفتى هيچكس بر او خرده نگرفت گفت : چگونه ؟
گفتند مگر نمىدانى كه او در مكّه نماز را شكسته نمىخواند گفت : واى بر شما دو تن ! مگر كار درست به جز آن بود كه من كردم ، من با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و با عمر و ابو بكر آن را به همينگونه خواندم گفتند : عموزادهات آن را شكسته نخواند و سرپيچى تو از شيوهء او خردهگيرى بر وى است . پس معاويه به نماز عصر كه بيرون رفت آن را چهار ركعت خواند » .
چنددستگى آيينشناسان هم با روشن بودن شيوهاى كه پيامبر بر آن بوده هيچ ارزشى ندارد و بايد آن را به ديوار زد زيرا تنها براى آن پديد آمده كه دامن آن مرد را از نوآورى ناروايش پاك بنمايد با آنكه اين كار ، دامن هربىگناهى را مىآلايد . اين هم كه محب مىگويد : « اگر شكسته خواندن نماز را براى كسى كه در شهر خود نيست واجب نشمرده ، انگيزهء آن نمىشود كه او را از كيش خدا خارج بدانيم يا بزهكار بدانيم » . راستى اينكه انگيزه شدن يا نشدن اين كار را بايد از هشتمين گزارشى دريافت كه ياد كرديم و آن را نيز از زبان عبد اللّه بن عمر آورده و درست مىشمارند و براساس آن ، كسى كه در شهر خود نيست بايد نمازها را دو ركعتى بخواند و هركه با سنّت پيامبر ناسازگارى نمايد از كيش او خارج شده است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٦٨