تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
آبى است كه با آن وضو بگيرى گفت : من دستور ندارم كه هرگاه به آبريز رفتم وضو بگيرم و اگر چنين كنم برنامه‌اى براى ديگران مىشود « 1 » كه دو گزارش بالا ماننده‌هاى بسيارى در بخش‌هاى آيين‌شناسى دارد . و تازه اگر شكسته نخواندن نماز هم روا بود دستور آن از چشم بزرگ‌ترين ياران پيامبر پوشيده نمىماند تا به آن تلخى بر عثمان خرده بگيرند و پنبهء بهانه‌هايش را بزنند آن هم در جايى كه سرور ما امير مؤمنان عليه السّلام را ميان ايشان مىبينيم كه شهر دانش پيامبر را در بود و پس از او سرچشمه‌اى به شمار مىآمد براى آموزش دستورهاى كيش وى ، و پس از همهء ياران پيامبر كارهاى واجب را از كارهاى مباح بازمىشناخت ، پس آيا مىتوان گفت او كه نخستين نمازگزار به همراه رسول خدا بوده دستور نماز را نمىدانسته است ؟ و بگذريم كه خود عثمان هم به دامن اين بهانهء پوچ نياويخت و اگر دست‌آويزى را كه اينان به نمايندگى او مىآورند درست مىشمرد ، نه روشنگرى آن را بارى اين پشتيبانانش رها مىكرد و نه پس از آنكه درمىماند بازپسين پاسخ و برّنده‌ترين سخنش آن بود كه بگويد : اين برداشتى است كه به مغز من رسيده ! و نه كسانى كه از وى پيروى نمودند تنها پشتوانهء كار خود را در پيروى از او ، پرهيز از بدى ناسازگارى مىشمردند و روا بودن كار وى را هرچند به كوتاهى باز مىنمودند . و اكنون پس از گزارش‌هاى ياد شده مىتوان ارزش آنچه را محب طبرى نوشته دريافت « 2 » . اين زمينه‌اى است كه براى دانستن دستور آن بايد انديشه را به كوشش وا داشت تا به چه برداشتى رسد و از همين روى است كه دانشوران پيرامون آن ، برداشت‌هاى گوناگون دارند و روش او - عثمان را مىگويد - در اين‌باره انگيزهء آن نمىشود كه بگوييم او از كيش راستين خارج شده يا تبهكارى نموده است . پايان مردك نادان به اين اندازه درنيافته كه در برابر دستورهاى آشكار و چون و چراناپذير ، هيچ جايى براى آن نيست كه كسى براى رسيدن به برداشت ويژه انديشهء خود را به دست‌وپا زدن وادارد ، زيرا تا روزى كه عثمان آن نوآورى ناروا را نمود دربارهء اين دستور
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد : 1 / 241 . ( 2 ) . الرياض النضرة : 2 / 151 .