تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
مىنمايد « 1 » » دربارهء ابو طالب و پس از درگذشت او فرود آمده است . بر اين اساس ، اگر بگوييم آيهء « مردم را از او بازمىدارند و خود نيز از او دورى مىگزينند « 2 » » دربارهء كسانى از زندگان فرود آمده ، دربارهء ابو طالب است ، سخنى بىسرانجام بر زبان رانده‌ايم ، زيرا بنا به گفتهء سيوطى « 3 » ، سورهء انعام كه آيهء ياد شده نيز در آن است ، پس از سورهء قصص و پنج سورهء ديگرى كه به دنبال قصص ، نازل شده است آن هم يك جا « 4 » ، پس چگونه مىتوان آن را دربارهء ابو طالب دانست در حالى كه بر اساس روايت‌هاى خودشان در تفسير آيه‌اى ديگر ، در آن هنگام او در دل خاك خفته و روزگارى دراز پيش از فرود آمدن آيهء بالا درگذشته بود ؟ 5 - يك آيه‌اى را كه به تنهايى دستاويز گرديده ، همراه با آيات پيشتر و دنبالهء آن بنگريم تا از مجموع آنها چه به دست آيد : برخى از آنان كسانىاند كه به گفتار تو گوش مىدهند و ما بر دل‌هاشان سرپوش‌ها نهاده‌ايم كه آن را درنمىيابند و در گوش‌هاشان سنگينىاى است ، و هرآيه‌اى را كه ببينند به آن نمىگروند و چون پيش تو آيند ، با تو بگو مگو مىكنند . كسانى كه كافر شده‌اند ، مىگويند : اين سخنان جز افسانه‌هاى پيشينيان چيزى نيست . اينان مردم را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازمىدارند و خود نيز از او دورى مىكنند و بىآنكه بدانند ، جز خويشتن را در پرتگاه نيستى نمىافكنند « 5 » . اين گونه پرداخت سخن چنان كه مىبينى ، به روشنى مىرساند كه گفتار دربارهء بت پرستانى است كه نزد پيامبر مىآمدند و با او بگومگو مىكردند و كتاب آشكار او را به دروغ از افسانه‌هاى پيشينيان مىشمردند ، و هم اينانند كه ديگران را از او و از گوش فرا دادن به كتاب آسمانىاش بازمىداشتند و از وى كناره‌گيرى و دورى مىنمودند . اين
هامش
( 1 ) . قصص 28 / 56 . ( 2 ) . انعام 6 / 26 . ( 3 ) . الاتقان : 1 / 17 . ( 4 ) . اين روايت را ابو عبيد و ابن منذر و طبرانى و ابن مردويه و نحاس از طريق ابن عباس ، و طبرانى و ابن مردويه از طريق عبد اللّه بن عمر ثبت كرده‌اند . ر ك : تفسير قرطبى : 6 / 382 ، 383 ؛ تفسير ابن كثير : 2 / 122 ؛ الدر المنثور : 3 / 2 ؛ تفسير شوكانى : 3 / 91 ، 92 . ( 5 ) . انعام 6 / 25 ، 26 .