بر زبان پيامبر شما نماز را بر كسى كه در ميهن خويش نيست دو ركعتى واجب كرده است و براى ديگران چهار ركعتى « 1 » .
23 - آوردهاند كه عمر بن عبد العزيز گفت : بىچونوچرا نماز براى كسى كه در ميهن خويش نيست دو ركعت است و جز اين درست نيست . گزارش بالا را نيز ابن حزم ياد كرده است « 2 » .
عمر و پسرش و ابن عباس و جابر و جبير بن مطعم و حسن و قاضى اسماعيل و حماد بن ابو سليمان و عمر بن عبد العزيز و قتاده و آيينشناسان كوفه همگى بر آن رفتهاند كه هركس در شهر خويش نيست بايد نماز را شكسته بخواند « 3 » .
اكنون با اين همه گزارشهايى كه آورديم آيا هيچ جايى براى اين مىماند كه كسى بگويد شكسته خواندن نماز بر كسى كه در شهر خود نيست كارى است روا ، و نه دستورى واجب ؟ اگر شكسته نخواندن نماز بر كسى كه از ميهن خود دور است روا بود البته رسول خدا يا با سخن خود روا بودن آن را آشكار مىساخت يا با رفتار خود - و دست كم با يك بار به جا آوردن آن در همهء زندگىاش - چنانچه در ديگر جاها نيز به همينگونه كار مىكرد : مسلم از گزارش بريده آورده است كه گفت پيامبر براى هرنمازى دست نماز مىگرفت و روزى كه مكّه را پيروزمندانه فتح كرد چند نماز را با يك دست نماز بگزارد ابن عمر گفت : كارى كردى كه پيشتر نمىكردى ؟ گفت عمر ! آگاهانه اين كار را كردم « 4 » .
شوكانى پس از يادى از گزارش بالا مىنويسد : مىخواهد برساند كه اين كار را كردم تا روا بودن آن را دريابند « 5 » .
و احمد و ابو يعلى آوردهاند كه عايشه گفت : يك بار رسول خدا به آبريز رفت پس عمر با آفتابهاى در پى او برخاست او پرسيد : عمر ! اين چيست ؟ گفت : اى رسول خدا !
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 2 / 400 .
( 2 ) . المحلى : 4 / 271 .
( 3 ) . تفسير قرطبى : 5 / 351 ؛ تفسير خازن : 1 / 413 .
( 4 ) . صحيح مسلم : 1 / 122 .
( 5 ) . نيل الاوطار : 1 / 258 .