بخواند بايد آن را دوباره بخواند « 1 » .
19 - آوردهاند كه حفص بن عمر گفت : انس بن مالك ما را - كه چهل مرد از انصار بوديم - به سوى شام به ديدار عبد الملك به راه انداخت تا درآمدى براى ما دست و پا كند و چون بازگشت و ما در راه گشادهاى كه براى گذشتن شتران است بوديم نماز ظهر را با ما دو ركعتى خواند سپس به درون سراپردهء خود رفت و مردم برخاسته دو ركعت ديگر نيز به آن دو ركعت افزودند و او گفت : خدا زشت گرداند اين چهرهها را ! كه به خدا سوگند نه به سنت پيامبر كار مىكنند و نه دستورى را كه داده شده مىپذيرند گواهى مىدهم كه البته شنيدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : براستى گروهى در كيش خود دورانديشى و ژرفنگرى مىكنند و چنان از كيش به در مىروند كه تير از چلهء كمان « 2 » .
20 - آوردهاند كه سلمان گفت : نماز دو ركعت ، دو ركعت واجب شده بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز در مكّه به همانگونه نماز گزارد تا به مدينه آمد و در مدينه به همانگونه كه خدا خواست نماز گزارده و براى كسى كه در ميهن خود باشد نماز افزوده شد و براى ديگران به همانگونه ماند « 3 » .
21 - ثمامه بن شراحيل گفت : به سوى ابن عمر بيرون شدم و پرسيدم مسافر چگونه نماز بخواند ؟ گفت : به جز نماز شام كه سه ركعتى است همهجا دو ركعت دو ركعت .
گفتم : اگرچه در ذو المجاز باشيم ؟ گفت : ذو المجاز چيست ؟ گفت جايى است كه در آن گرد مىآييم و خريدوفروش مىكنيم و بيست شب يا پانزده شب در آنجا مىمانيم پاسخ داد « اى مرد ! من ( نمىدانم گفت چهار ماه ، يا دو ماه ) در آذربايجان بودم و ديدم كه ياران پيامبر دو ركعت دو ركعت نماز مىخواندند و با همين دو چشمم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديدم كه نماز را دو ركعتى مىخواند » . سپس با خواندن اين عبارت از قرآن كريم به سوى من آمد : راستى كه رسول خدا براى شما پيشوايى نيكوست . « 4 »
22 - احمد آورده است كه ابو هريره گفت : اى مردم ! براستى كه خداى بزرگ و گرامى
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد : 2 / 155 .
( 2 ) . مسند احمد : 3 / 159 ؛ المجمع ، هيثمى : 2 / 155 .
( 3 ) . مجمع الزوائد : 2 / 156 ؛ الاوساط ، طبرانى .
( 4 ) . مسند احمد : 2 / 154 .