مىنمودند « 1 » .
آنچه روايت ايشان را استوارتر مىنمايد ، آن است كه طبرى ، ابن ابى شيبه ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم و عبد بن حميد آن را از طريق وكيع از سالم ، از ابن حنيفه و نيز از طريق حسين بن فرج از ابو معاذ و از طريق بشر از قتاده آوردهاند .
و نيز عبد الرزاق و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ از قتاده و سدى و ضحاك ، و از طريق ابو نجيح از مجاهد و از طريق يونس از ابن زيد آوردهاند كه اين آيه دربارهء كسانى فرود آمده كه مردم را از شنيدن قرآن و از گوش دادن به پيامبر باز مىداشتند و خود نيز از او دورى مىگزيدند « 2 » .
در اين روايت هيچ نامى از ابو طالب نيست و مىرساند كه روى سخن با بتپرستانى بوده كه مردم را از پيروى رسول خدا و قرآن بازمىداشتند و با دورى گزيدن و ستيزه كردن با وى از او كناره مىگرفتند تو نيك مىدانى كه اين گونه رفتار بسى ناسازگار است با آنچه از شيوهء سرور مكيان ، ابو طالب آشكار گرديده كه پيامبر را پناه داد و يارى كرد و از او پاسدارى نمود و تا بازپسين دم ، مردم را به پيروى از او فراخواند .
4 - از پرداخت اين آيهء ارجمند ، چنين برمىآيد كه خداى تعالى با فرستادن آن مىخواهد كسانى از زندگان را نكوهش كند كه مردم را از پيروى پيامبرش بازمىدارند و خود نيز از او دورى مىجويند و اين همان شيوهء زشت ايشان است كه آنگونه آشكارا با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دشمنى مىنمودهاند و چنان كه از روايت قرطبى ، به خوبى برمىآيد كه در هنگام فرود آمدن اين آيه نيز ايشان همان شيوه را داشتهاند و آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابو طالب را به فرود آمدن آيه آگاه كرده است .
از يك سوى نيز بخارى و مسلم براساس روايتى كه بيامد ، پنداشتهاند كه آيهء كريمهء :
« تو نمىتوانى هركه را دوست مىدارى ، راه بنمايى و خداست كه هركه را خواهد راه
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى : 7 / 109 ؛ الدر المنثور : 3 / 8 .
( 2 ) . تفسير طبرى : 7 / 109 ؛ الدر المنثور : 3 / 8 و 9 ؛ تفسير آلوسى : 7 / 126 .