پيمان همسرىاى كه پيش از اين هنگام ياد شده بسته شود از هم پاشيدنى است ، خواه آميزشى ميان مرد و زن روى داده و روزگارى دراز بر آن گذشته و فرزندى به بار آمده باشد خواه نه ، و هنگامى كه روز ياد شده فرارسيد ، مىتوانند به همسر گرفتن و همسر دادن بپردازند ، سپس پشتوانهء اين دستور را ياد كرده و گفته است :
اگر مرد يا زنى كه در جامهء احرام است همسرى بگيرد ، پيمان زناشويى ايشان از هم گسيخته مىشود ، زيرا پيامبر خدا گفته است : هركس كارى بكند كه فرمان ما بر آن نباشد ، پذيرفتنى نيست . به همينگونه اگر مردى كه در جامهء احرام است ، كسى را همسرى دهد كه جز با دستورى از او نمىتواند همسر بگيرد ، اين پيمان زناشويى ايشان نيز از هم گسيخته است ، از همان روى كه گفتيم و نيز از اينروى كه در اينجا كار همسر دادن به درستى انجام نگرفته است . بنابراين همسر گزيدن نيز جز به روش درست جايز نبوده و آنچه نادرست است ، درستى برنمىدارد ، مگر به يارى آنچه كه درستش نمايد .
دربارهء خواستگارى نيز بايد گفت : اگر كسى در جامهء احرام به خواستگارى برود ، گناه كرده ، با اين همه اگر زناشويى بيرون از جامهء احرام بسته شود ، از هم گسيختنى نيست ، زيرا خواستگارى وابستگى استوارى با خود زناشويى ندارد ، چنان كه گهگاه خواستگارى انجام مىشود و كار به زناشويى نمىكشد و پيشنهاد خواستگار پذيرفته نمىگردد و گاهى نيز زناشويى بىهيچ خواستگارى انجام مىشود ، چنان كه مرد به زن بگويد : خود را به همسرى من درآور و او پاسخ دهد : بسيار خوب ، چنين كردم و مرد بگويد : من هم خرسندم آنگاه سرپرست زن نيز اظهار خشنودى نمايد . وى سپس با بسط تمام و به نيكوترين نادرستى پندار كسانى را آشكار مىسازد كه مىگويند : كسى كه جامهء احرام پوشيده مىتواند زن بگيرد . از امام شافعى نيز در همين زمينه سخنانى نقل شده است . « 1 »
كاش مىدانستم با پشتگرمى به كدام دستور از كتاب خدا و سنّت پيامبر بوده كه به پندار ابن قيم ، ابو حنيفه و مالك گفته و احمد آشكارا بر آن رفته كه مسافر اگر در جايى زن بگيرد نبايد در آنجا نماز را شكسته بخواند ؟ با آنكه سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با اين دستور
هامش
( 1 ) . ر ك : الأمّ : 5 / 160 .