تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
مدينه كوچيده بودند ، از اين ديدگاه مانند عثمان نبوده‌اند ؟ بنابراين هيچ‌يك از ايشان نمىتوانسته‌اند نماز را شكسته بخوانند با آنكه آيين ما ، شكسته خواندن نماز را بر همهء مسافران بايسته گردانيده و كار زن هم دست مرد است و در ماندگار شدن و كوچ‌كردن دنباله‌رو اوست و شوهر او تنها براى اينكه به شهر و ميهن نخستين زنش كه هردو از آن كوچيده‌اند ، نزديك شده دستورى را كه دربارهء مسافر رسيده ، نبايد نديده بگيرد . ابن حجر مىنويسد : احمد و بيهقى دربارهء عثمان آورده‌اند كه چون او در منى نماز را چهار ركعت خواند ، مردم بر او خرده گرفتند و او گفت : من چون به مكّه آمدم ، در آنجا زن گرفتم و راستى من شنيدم كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : « هركس در شهرى زن بگيرد نماز او همچون نماز مردم آن شهر است » . سپس گويد : اين گزارش درست نيست و در سند رجال آن به كسى برمىخوريم كه سخنش شايستهء اعتماد نمىباشد و براى نپذيرفتن آن همين بس كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با زنانش به سفر مىرفت و نماز را شكسته مىخواند . « 1 » و ابن قيم بهانه‌هايى براى خليفه برشمرده و مىگويد : او در منى زن گرفته بود و مسافر چون در جايى درنگ كند و زن بگيرد يا در آنجا همسر گرفته باشد ، نماز را شكسته نمىخواند و در اين‌باره روايتى هم با سند گسسته از زبان پيامبر آورده‌اند و عكرمة بن ابراهيم ازدى از زبان ابو ذئاب و او از زبان پدرش آن را بازگو كرده ، اين‌گونه : عثمان با مردم در منى چهار ركعت نماز گزارد و گفت : اى مردم ! من چون آمدم در اينجا زن گرفتم ، و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىگفت : چون مردى در شهرى زن گرفت ، نماز او مانند نماز مردم آن شهر است . اين روايت را هم امام احمد آورده « 2 » و هم عبد اللّه بن زبير حميدى در مسند خود . با همه اين ، از دو ديدگاه آن را سست و ناتوان شمرده : يكى اينكه سندش گسيخته است و ديگر اينكه روايات عكرمة بن ابراهيم را سست مىشمرده است . ابو البركات ابن تيميه گفته : مىشود از بيهقى بازخواست كنيم كه سخن او دربارهء عكرمه بر چه مبنايى بوده ، زيرا بخارى او را در تاريخ خود ياد كرده و نكوهشى بر وى روا نداشته است ، با آنكه شيوهء وى در شناساندن راويان اين است كه از يادآورى
هامش
( 1 ) . فتح البارى : 2 / 456 . ( 2 ) . مسند احمد : 2 / 62 .