تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بود تا اين كار بر وى روا باشد ، چه او - چنان كه تفصيل آن بيايد - پيرو كسى بود كه بر گرداندن حج به عمره را سخت ناروا مىشمرد ، و نمىتوان درباره‌اش گفت : ميان دو احرام و پس از انجام برنامهء عمره همسر گزيده ، زيرا بايستى از هنگام راه افتادنش از مسجد شجره تا هنگام بيرون شدنش از جامهء احرام و پايان برنامهء حج در منى ، همچنان او را در حال احرام دانست . پس چنانچه بتوانيم گفت : چون كسى زن بگيرد ، دستور ويژهء نماز مسافر از گردن او برداشته مىشود - و كجا توانيم گفت ؟ - تازه كسى كه به زيارت خانهء خدا آمده ، هنگامى مىتواند زن بگيرد و نماز را شكسته نخواند كه برنامهء حج او به انجام رسد ، با آنكه كه عثمان در همان حال احرام و همراه با حاجيان در روزهايى كه برنامه‌هاى ويژهء عرفات و منى را انجام مىداد ، از شكسته خواندن نماز در منى سرباز مىزد و اين گره كور ديگرى است كه هرگز گشوده نمىشود ، زيرا در روايتى كه درست دانسته‌اند ، از زبان خود عثمان آورده‌اند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : كسى كه در جامهء احرام است ، نه براى خود مىتواند زن بگيرد و نه براى ديگرى مىتواند پيمان زناشويى بندد و نه مىتواند به خواستگارى رود . « 1 » آورده‌اند كه سرور ما امير مؤمنان گفت : كسى كه در جامهء احرام است ، روا نيست زن بگيرد و اگر زن گرفت ، زنش را از او جدا مىكنيم . « 2 » ابن حزم مىنويسد : پاسخى براى يك پرسش : هر مرد و زنى از آنگاه كه جامهء احرام بستند ، تا دميدن خورشيد در روز قربان و تا رسيدن هنگامى كه بايد در عقبه ريگ پرانند ، نمىتوانند همسرى براى خود بگيرند و نيز مرد نمىتواند كسان ديگر را كه در سرپرستى اويند ، همسر بدهد و نمىتواند كسان ديگر را كه در سرپرستى اويند ، همسر بدهد و نمىتوان به نمايندگى ديگرى پيمان زناشويى بست و براى اين كار خطبه خواند و هر
هامش
( 1 ) . موطأ ، مالك : 1 / 321 و در چاپ ديگر : 254 ؛ الأمّ ، شافعى : 5 / 160 ؛ مسند ، احمد : 1 / 73 و 68 و 65 و 64 و 57 ؛ صحيح مسلم : 1 / 935 ؛ سنن دارمى : 2 / 38 ؛ سنن ، ابى داود : 1 / 290 ؛ سنن ، ابن ماجه : 1 / 606 ؛ سنن ، نسايى : 5 / 192 ؛ سنن ، بيهقى : 5 / 66 و 65 . ( 2 ) . المحلى ابن حزم : 7 / 199 .