نمىسازد و همهء ياران پيامبر كه از مكّه به مدينه كوچيدند ، در وقتى مىآمدند ، نماز خود را شكسته مىخواندند ، با آنكه مكّه نخستين ميهن همسرانشان بوده است ، آرى ، تنها پشتوانهء اينان در آن برداشت ، روايت عكرمة بن ابراهيم است كه بيهقى آن را آسيبپذير شمرده و از زبان ابن حجر نيز گذشت كه آن درست نيست و يحيى و ابو داود گفتهاند :
عكرمه ناچيز است و نسايى گفته است : روايات او سست است و درخور اعتماد نيست و عقيلى گفته : در روايات او آشفتگىهاست و ابن حبان گفته : چون روايات را زيرورو مىكرده و سندهاى آنها را دگرگون مىنموده است . پشتگرمى به سخن او روا نيست و يعقوب گفته است : روايات او ناستوده است و ابو احمد حاكم گفته است : رواياتشان نيرومند نيست و ابن جارود و ابن شاهين او را در ميان كسانى ياد كردهاند كه رواياتشان سست و ناتوان است « 1 » .
آرى ، اين پيشوايان ، مىخواهند به هربهايى شده آبروى خليفه را نگاه دارند ، هرچند با دادن دستورهايى كه با كتاب خدا ناساز باشد . نمونههاى اين كا را از ايشان بسيار سراغ داريم و در مجلدات آينده بخشهاى چشمگيرى از دستورهاى آنان را كه با كتاب خدا و سنّت پيامبر نمىسازد ، خواهيم آورد و هنگام بررسى آنها ترا آگاه خواهيم ساخت و شگفتا كه ابن قيم اين بهانهء ساختگى را بهترين دستاويز براى درست نمودن كار عثمان مىشمارد . با اينكه آن همه چون و چرا و خردهگيرى پيرامون آن مىتوان روا داشت و آنگاه بهترين دستاويزشان كه براى درست نمودن كار او اين باشد ، دربارهء بدترين آنها چه گمان مىبرى ؟
اين هم كه بهانه آورده من در طائف دارايى دارم ، پذيرفته نيست ، چون آن مرد از مردم مكّه بوده و از آنجا كوچ كرده نه از طائف ، و ميان او و طائف چند روز راه است و تازه اگر فرض كنيم كه او در مكّه يا در خود منى و عرفات - كه در آن دو جا نماز را شكسته نمىخواند - زمينى داشت ، باز هم داشتن زمين در يكجا انگيزه نمىشود كه دستور به شكسته خواندن نماز از گردن مسافر برداشته شود ، مگر بخواهد در آنجا ماندگار شود ،
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 4 / 182 .