تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
حسين راست گفتند و رسول خدا راست گفت . ياوه بودن اين داستان خيالى به جايى رسيده كه به گفتهء سيوطى ، ابن جوزى آن را جزو روايات ساختگى ياد كرده و گويد : شگفت از كسى كه در بىشمّى به آن پايه رسد كه همانند اين سخنان بنگارد و به اين هم بسنده نكرده و آن را به فقيهان بزرگ عرضه بدارد تا درست بودن چنين نگارشى را با نوشتهء خود گواهى كنند . « 1 » خداوند گزاف‌گويى در فضايل را نابود سازد كه براستى آوازهء بزرگ‌ترين فقيهان را زشت گردانيده ، چنان كه صفحات تاريخ را سياه نموده و چهرهء نگارش و تدوين را نازيبا ساخته است .

9 - زبان و دل عمر

پيشواى حنبليان احمد از زبان نوح بن ميمون و او از زبان عبد اللّه بن عمر عمرى و او از زبان جهم بن ابو جهم و او از زبان مسور بن مخرمه و او از زبان ابو هريره آوده است كه پيامبر خدا گفت : براستى خداوند ، درستى را بر زبان و دل عمر نهاده است . « 2 » دربارهء دل آن مرد بايد گفت كه ما را راهى به آن نيست ، زيرا نهفته‌هايى در آن است كه جز خداوند آن را نمىداند . آرى ، اى بسا آنچه بر زبان وى روان مىشود ، پرده از آن رازها نيز بردارد . اكنون اگر خواهى از امام احمد بپرس آيا حق بر زبان عمر جارى بود آن هنگام كه سخن تندخو را همچون تازيانه بر چهرهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كوفت و از روا شدن فرمان او كه دواتى و استخوان شانهء گوسفندى خواست تا نوشته‌اى بنگارد و از خود بر جاى بگذارد تا پس از او مسلمانان به گمراهى نيفتند ، جلوگيرى كرد ؟ به هرحال ، گرچه آن سخن ، اندوه‌زا و دردآور بود ، امّا از ساحت مقدّس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بس دور است . نه درد بيمارى چندان او را از پا مىاندازد كه از سختى آن ، پريشان بگويد - به ويژه در آنجا كه بخواهد پيامى راهنما و نگهدارنده از گمراهى را برساند - و نه از سر هوس سخنى
هامش
( 1 ) . تحذير الخواص 53 . ( 2 ) . مسند احمد : 2 / 401 .