تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
عبد الرحمن بن سهمان آورده و ابن حجر نى در صواعق به نقل از حاكم آن را آورده و در آن دست برده و به جاى « فرمانرواى نيكوكاران » ، « پيشواى نيكوكاران » نوشته است . خدا درستكارى و امانتدارى را برقرار بدارد . و باز روايت ابن عدى در كامل خود از طريق على كه پيامبر گفت : على فرمانروا و سرپرست ايمان‌آورندگان است و دارايى جهان ، فرمانروا و سرپرست دورويان . در روايتى به جاى دورويان ، ستمگران و در گزارش ديگر : بدكيشان و ناسپاسان ياد شده است . اين روايت را هم دميرى آورده است و هم ابن حجر ، « 1 » و دميرى مىنويسد : از همين جاست كه امير مؤمنان على عليه السّلام را در ميان ايمان‌آورندگان به شاه زنبوران همانند كرده‌اند . و باز سخن على : من فرمانروا و سرپرست ايمان‌آورندگانم و دارايى جهان ، فرمانرواى بدكيشان و ناسپاسان . در روايتى به جاى بدكيشان و ناسپاسان ، دورويان آمده و در روايت ديگر نيز بدكاران . « 2 » اين بود حقيقت استوار كه براى برابرى با آن ، گروهى به فرمان گزافه‌گويان در برتر خواندن عمر ، روايتى را جعل كرده‌اند كه از زبان ابو حزرهء داستان‌ساز شنيدى .

6 - عمر نادرستى را دوست نمىدارد

ابو نعيم آورده است كه اسود بن سريع گفت : به نزد پيامبر شدم و گفتم : راستى كه هم پروردگارم را با ستايش‌ها و آفرين ستودم و هم تو را . پس گفت : براستى پروردگار گرامى و بزرگ تو ستايش را دوست مىدارد . پس من به خواندن سرودى آغاز كردم تا مردى بلندبالا و بلندپيشانى دستورى بخواست . پيامبر خدا به من گفت : خاموش باش ! آنگاه وى بيامد و دمى چند گفتگو كرد و برفت و من خواندن را دنبال كردم . دوباره بيامد و پيامبر مرا خاموش ساخت تا وى گفتگو كرد و بيرون شد . وى دو يا سه بار همين كار را كرد و من گفتم : اى پيامبر خدا ! اين كه بود كه براى او مرا به خاموشى وامىداشتى ؟ گفت :
هامش
( 1 ) . حياة الحيوان : 2 / 412 ؛ الصواعق 75 . ( 2 ) . نهج البلاغه : 2 / 211 ؛ تاج العروس : 1 / 381 .