شعبى و عكرمه .
2 - آوردهاند كه مالك ، پيشواى مالكيان نيز از آوازهخوانى و شنيدن آن جلوگيرى كرد و گفت : چون كسى كنيزكى بخرد و سپس ببيند او آوازهخوان است ، مىتواند براى اين كاستى ، او را پس فرستد و ديگر مردم مدينه ، جز ابراهيم بن سعد ، نيز بر همين روش رفتهاند .
و مالك را پرسيدند : كدام خوانندگى است كه مردم مدينه روا بشمارند ؟ گفت : اين كار را تنها تبهكاران در ميان ما انجام مىدهند .
و نيز از مالك دربارهء آوازهخوانى پرسيدند ، گفت : خداى تعالى گويد : پس از حقيقت جز گمراهى چيست ؟ « 1 » بنابراين ، آيا آوازهخوانى كار درستى است ؟
3 - براساس آنچه شارح المقنع آورده ، ناروا بودن اين كار از زبان گروهى از حنبليان نيز روشن شده است و عبد اللّه بن امام احمد آورده است كه از پدرم دربارهء آوازهخوانى پرسش كردم و او گفت : دورويى را در دل مىروياند و مرا خوش نمىآيد ، سپس سخن مالك را ياد كرد كه : اين كار را تنها بزهكاران در ميان ما انجام مىدهند .
4 - پيروان شافعى نيز كه شيوهء او را مىشناسند ، آشكارا ناروا بودن آن را باز نموده و بر كسانى كه روا بودن آن را از برداشتهاى وى شمردهاند ، تاختهاند ، همچون قاضى ابو الطيب كه در نكوهش آوازهخوانى و جلوگيرى از آن ، كتابى نوشته ، و طبرى و شيخ ابو اسحاق در كتاب التنبيه .
ابو الطيب طبرى گفته : دربارهء شنيدن آواز از زن نامحرم بايد گفت كه ياران شافعى آن را روا نمىدارند ، خواه زن آزاد باشد و خواه كنيز ، و نيز گفته : شافعى گويد : صاحب كنيز اگر مردم را براى شنيدن آواز او فراهم آرد ، بىخرد است و گواهى او پذيرفتنى نيست ، سپس با درشتى و تندى بيشترى در اينباره سخن رانده و گفته : كنيز خواننده هرزه است و از اينروى ، دارندهء آن را بىخرد شمرده ، زيرا كه وى مردم را به كار نادرست خوانده است و هركس مردم را به كار نادرست بخواند ، بىخرد است .
هامش
( 1 ) . يونس 10 / 32 .