از آن نيكو مىشمارد و رازهايش را كه تا آن هنگام نهفته مىداشت ، بر زبان مىآورد و زيبايى خاموشى و آرامش ، جاى خود را به پرچانگى و ياوهگويى مىدهد كه گويى ديوى شده است ، و چه بسا كه به دست زدن پردازد و با هردو پا بر زمين كوبد كه بادهنوشى نيز همينگونه كار مىكند « 1 » .
نگاهى به داستانهايى كه پيامبر را بينندهء بازيگرىها مىشمرد
ويژگىها و بايستههاى خوانندگى و نوازندگى كه روشن شد و پس از آوردن آنچه از پيامبر اسلام در اينباره رسيده ، اكنون بايد پرسيد : آيا خردمندانه است كه چنان گشادبازىهايى به او ببندند كه دامن پاكيزه از هرگناهش را آلوده نشان دهد و او را از جايگاه خود به زير آورده در پرتگاه نادانى بيفكنند ؟ و آنگاه پندارند كه آنكه از آن پيشامدها خشم گرفته و در برابر نادرستى ، ناخشنودى نموده ، تنها عمر بوده است و بس ، نه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ؟ و اين چه اهريمنى است كه از عمر مىترسد و پروايى از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ندارد ؟
اين چه پيامبرى است كه يا آهنگسازها را مىشنود و زنى بيگانه در برابر او دست افشانى و پايكوبى مىكند و آواز مىخواند و دف مىزند ؟ يا همسرش را بر سر چنين گذرگاهها و انجمنهاى رسوا برپا مىدارد و آنگاه مىگويد : نه من سر و كارى با هيچگونه بازيگرى و بيهودهكارى دارم و نه بازيگرى و بيهودهكارى از سرگرمىهاى من است ، يا مىگويد : نه من سروكارى با نادرستكارى دارم و نه نادرستكارى از سرگرمىهاى من است « 2 » .
اين چه بزرگمردى است كه آوازهخوانى كنيزكان و دف زدن ايشان را در خانهء خود
هامش
( 1 ) . ر ك : سنن بيهقى : 1 / 223 ؛ نقد العلم و العلماء ، ابن جوزى 250 ؛ تفسير زمخشرى : 2 / 411 ؛ تفسير قرطبى : 14 / 52 ؛ ارشاد السارى : 9 / 164 ؛ الدر المنثور : 5 / 159 ، 160 ؛ كنز العمال : 7 / 333 ؛ تفسير خازن :
3 / 46 ؛ تفسير شوكانى : 4 / 228 ؛ نيل الاوطار : 8 / 264 ؛ تفسير آلوسى : 21 / 67 ، 68 .
( 2 ) . روايت بالا را بخارى در الادب و نيز بيهقى و خطيب و ابن عساكر آوردهاند . ر ك : كنز العمال : 7 / 343 ؛ الفيض الغدير : 5 / 265 .