و در روايت ابو امامه از زبان پيامبر آمده است كه كنيزان آوازهخوان را نخريد و نفروشيد و خوانندگى مياموزيد كه در اين تجارت سودى نيست و بهاى ايشان ناشايست حرام است و در چنين زمينهاى است كه اين آيه فرود آمده : « برخى از مردم كسانىاند كه سخنان بيهوده را مىخرند . . . » .
و عبارت طبرى و بغوى به اينگونه است : هم آموختن خوانندگى به كنيزان آوازهخوان نارواست و هم فروش ايشان . بهايشان هم ناشايست است و در چنين زمينهاى است كه اين آيه فرود آمده .
روايت بالا را سعيد بن منصور ، احمد ، ترمذى ، ابن ماجه ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن ابى شيبه ، ابن مردويه ، طبرانى ، بيهقى ، ابن ابى الدنيا و ديگر آوردهاند « 1 » .
و ابن ابى الدنيا و ابن مردويه - با سندى گسسته - از زبان عايشه آوردهاند كه پيامبر گفت : براستى خداى تعالى ، كنيز آوازهخوان و فروختن و بهاى او و آموزش به دو و گوش دادن به آواز را ناروا شمرده ، سپس اين آيه را خواند : « برخى از مردم كسانىاند كه سخنان بيهوده را مىخرند . . . » « 2 » .
و آوردهاند كه از ابن مسعود دربارهء اين فراز « برخى از مردم كسانىاند كه سخنان بيهوده را مىخرند . . . » پرسيدند ، گفت : به خدا سوگند كه آن ، آوازهخوانى است ، و بر اساس روايتى گفت : سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست ، آن ، آوازهخوانى است ، و اين سخن را سه بار بر زبان راند . از زبان جابر نيز آوردهاند كه گفت : آن ، آوازهخوانى است و گوشى دادن به آن ، و خواست خداى تعالى از واژهء « مىخرد » اين است : « به جاى آن مىگيرد و برمىگزيند » ، چنان كه در جاى ديگر گفت : « آنانند كسانى كه گمراهى را به راهيافتگى خريدند » كه مىخواهد بگوييد : آن را به جاى اين برگرفتند و برگزيدند .
هامش
( 1 ) . ر ك : تفسير طبرى : 21 / 39 ؛ تفسير قرطبى : 14 / 51 نقد العلم و العلماء ، ابن جوزى 347 ؛ تفسير ابن كثير : 3 / 442 ؛ تفسير خازن : 3 / 36 ؛ ارشاد السارى : 9 / 163 ؛ الدر المنثور : 5 / 159 ؛ تفسير شوكانى :
4 / 228 ؛ نيل الاوطار : 8 / 263 ؛ تفسير آلوسى : 21 / 68 .
( 2 ) . الدر المنثور : 5 / 159 ؛ تفسير شوكانى : 4 / 228 ؛ تفسير آلوسى : 21 / 68 .