دانش خويش را با كژى و كاستىهايى از اين دست ، مالامال سازند و بگذار كه سرايندهء نيل به پيروى از برخى حافظان كژانديش ، اينها را از برترىهاى عمر بشمارد و تحت عنوان « نمونهاى از شكوهمندى او » بگويد :
- شكوهمندى او چه در روزگار اسلام و چه پيش از آن ، در روزگار جاهليت ، رويدادهاى سهمگين را به زانو درآورد و بازدارندگانى كه ميان آنها بودند ، وى را از راه باز نگردانيدند .
- در لابلاى سختگيرىهاى او رازهاى مهربانى براى جهانيان بود ، هرچند كه آن را آشكار نمىساخت .
- و ميان دو پهلوى او - در سرسختترين نمايشهايش به دليرى نيز - دل مادرى بود كه فرزندانش را مىپروريد .
- تازيانهء او مردم را از شمشير آبدار بىنياز مىساخت ، و چه بسيار گمراه و گردنكشان را مىهراسانيد .
- و براى او همچون عصاى موسى بود از پيدايش نادرستىها ممانعت مىكرد .
- تا آنجا كه كودكان را نيز در بازىهاشان به هراس مىافكند و زنان دوستداشتنى و دستنيافتنى را نيز در بازيگرىهاشان بىتابوتوان مىگردانيد .
- ديدى آن زن را كه با خدا پيمان بست تا براى رسول خدا ترانهاى بخواند .
- گفت : با خدا پيمان بستم كه اگر پيامبر از اين جنگ به سوى ما بازگردد ، با ساز دف خود آواز بخوانم .
- آهنگ آستان پيامبر راهنما كرد كه فروغ چهرهء او سراسر آنجا را آكنده بود .
- دستورى بخواست و دف را برد و آغاز كرد به شورانگيزى ، به همانگونه كه خود مىخواست .
- پيامبر رسول خدا و ابو بكر نيز در كنار او بودند و از ترانهخوانى او جلوگيرى نمىنمودند .
- تا آنگاه كه عمر از دور بر او نمايان شد و توانش سستى گرفت و چيزى نماند كه از ترس
الغدير ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٩٦