تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
دانش خويش را با كژى و كاستىهايى از اين دست ، مالامال سازند و بگذار كه سرايندهء نيل به پيروى از برخى حافظان كژانديش ، اينها را از برترىهاى عمر بشمارد و تحت عنوان « نمونه‌اى از شكوهمندى او » بگويد : - شكوهمندى او چه در روزگار اسلام و چه پيش از آن ، در روزگار جاهليت ، رويدادهاى سهمگين را به زانو درآورد و بازدارندگانى كه ميان آنها بودند ، وى را از راه باز نگردانيدند . - در لابلاى سختگيرىهاى او رازهاى مهربانى براى جهانيان بود ، هرچند كه آن را آشكار نمىساخت . - و ميان دو پهلوى او - در سرسخت‌ترين نمايش‌هايش به دليرى نيز - دل مادرى بود كه فرزندانش را مىپروريد . - تازيانهء او مردم را از شمشير آبدار بىنياز مىساخت ، و چه بسيار گمراه و گردنكشان را مىهراسانيد . - و براى او همچون عصاى موسى بود از پيدايش نادرستىها ممانعت مىكرد . - تا آنجا كه كودكان را نيز در بازىهاشان به هراس مىافكند و زنان دوست‌داشتنى و دست‌نيافتنى را نيز در بازيگرىهاشان بىتاب‌وتوان مىگردانيد . - ديدى آن زن را كه با خدا پيمان بست تا براى رسول خدا ترانه‌اى بخواند . - گفت : با خدا پيمان بستم كه اگر پيامبر از اين جنگ به سوى ما بازگردد ، با ساز دف خود آواز بخوانم . - آهنگ آستان پيامبر راهنما كرد كه فروغ چهرهء او سراسر آنجا را آكنده بود . - دستورى بخواست و دف را برد و آغاز كرد به شورانگيزى ، به همان‌گونه كه خود مىخواست . - پيامبر رسول خدا و ابو بكر نيز در كنار او بودند و از ترانه‌خوانى او جلوگيرى نمىنمودند . - تا آنگاه كه عمر از دور بر او نمايان شد و توانش سستى گرفت و چيزى نماند كه از ترس