- نه ابرها دامن خود را بر فرازونشيب زمين گسترد ، نه شكوفههاى سپيد لب به خنده گشود و نه همراه با غرش تندرها رگبار فرو ريخت .
- خانواده و تبار پيامبر برگزيده را به راه انداختند . - آن هم با سرگردانى - و بىآنكه از جزا و كيفر خداوند پروا دارند .
- با ستوران سرزمينها را درهم مىنوردند ، آن هم با شتابى كه شترمرغها بيابان دور و دراز را با گامهاى تند پشتسر مىگذارند .
- آهنگ پيشواى خود - يزيد ، زادهء هند - را دارند . كه نفرين بر هند باد و بر زادگان هند !
- اى تلخكامى بزرگى كه اندوهش دل را مىشكافد و گونه را مىلرزاند !
- آيا حسين در كربلا با لب تشنه كشته شود ؟ و شمشيرهاى سپيد و آبداده با خون او سيراب گردد ؟
- بانوان ارجمند حسين ماتمزده گردند ؟ و هربرده و آزاد به هنگام راه رفتن بر آنها چشم بدوزد ؟
- براى خونخواهى او هيچكس نيست جز يك جانشين كه اميد مىداريم پس از او بيايد و نمونهاى همچون درفش يگانه باشد .
- اوست قائم و مهدى و سرورى كه چون به راه افتد فرشتگان آسمان سپاه اويند .
- چون آشكار شود ستون كيش ما را هرچه برتر خواهد افراشت و ستون شرك را درهم خواهد كوفت .
- آنگاه شاخسار درخت راهنمايى پربرگ خواهد شد و نهال آن زيبا مىگردد .
- و در برابر كسى كه مردم را به راه راست مىخواند ، هيچ آوايى به ناسازگارى برنمىخيزد .
- شايد ديدگان رنجور ، از نگريستن به او بهرهاى ببرند . و چشمهاى بيمار روشن شوند و بهبود يابند .
- همهء پيامبران رازشان در تو انجام مىپذيرد ، و آنگاه كه جانشينان اينان را برشمرند ، تو در پايان همه جاى دارى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٨٤