تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
دشمنان را يكباره درهم بكوبد . - همچون رفتار پدرش - شيرمرد خيبر و بدر و احد - شمشير برنده‌اش كه ميان سينهء شيران فرو مىرود . - - از سرهاى بريده - درياى خون فراهم مىدارد و از جزر آنان آب اين دريا را مىافزايد و مد پديد مىآرد . - به سوى كودكان و خانواده‌اش برمىگردد ، ولى افسوس كه تيغ آهن شكافت مرگ ، لبه‌اش كند نمىشود و خراش برنمىدارد . - مىگويد : درود بر شما كه از براى بدرود آمده‌ام اينك زندگى به پايان آمده و نويد پيوستن به آستان خداوند نزديك شده است . - خواهرم ! بشنو كه اگر مرگ مرا دريافت سيلى بر چهره مزن و گونه را مخراش . - اگر كشته شدن من بار رويدادى سهمناك را بر دلت نهاد ، و اندوه و داغ از دست دادن من بسى گرانى نمود ، - بر آنچه خداى تو به آن خشنود است ، خرسندى ده و شكيبايى كن كه پاداش و نويد شكيبايان از ميان نخواهد رفت . - ترا سفارش مىكنم كه سجّاد را نيكو پرستارى كنى كه پس از من رهبر راه راست است و پيمان فرمانبرى را با او بايد بست . - خاندان پيامبر شيون برآوردند ، به دامنش آويختند و خانواده و فرزندان وى با ناله‌هاى خويش در جستجوى پناهى برآمدند . - رنج‌هاى گران و برهم انباشتهء مرگ بالا مىگرفت و تشنگى سخت تاب و توان او را مىربود كه گفت : - هنگام كوچ است از جهان و اينك خدا شما را بسنده است . كه بهترين شمارشگر كارها براى آفريدگان همان يگانهء بىنياز است . - به پيكر گردنكشان بازگشت و به تلاش پرداخت ؛ نيزه‌ها و شمشيرها ، اندام او را از بن برافكندند