تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
- اى فرزندان وى ! اى بنياد قرآن ! اى آنان كه هرچه در شمردن برترىهاشان پيش رويم ، به سرانجام آن نمىرسيم . - سروده‌هايم را همچون دلبرى آراسته‌ام كه اندوه و داغ دلم آنها را روان گردانيده است ، - و چون دلباخته‌اى اندوهناك ، آنها را برخواند و به سوگنامه‌سرايى مىپردازد . - در دههء عاشورا سرشك خود را فرو مىفرستند ، همان‌گاه كه سرودگوى اشك‌ها آنها را به پيش مىراند . - رجب اميدوار است كه فردا به فرخندگى آنها در فراخناى بهشت جاى گيرد . - همان‌گاه كه بيايد و جاى برانگيخته شدن مردم را بنگرد كه بر همگان تنگ آمده است . - در ستايش شما هرچه در توان داشتم به كار گرفتم ، ولى ستايشگرى مرا چه ارج و ارزش ، ستايش ؛ شما را مىستايد . - در پيرامون شما ، سروده‌ها و سخنانى دارم كه اگر نيكى آن به جايى بىنيازكننده نيز برسد ، باز ناچيز مىنمايد . - و اين خود تلاش كسى است كه به تكاپو نتواند برخاست ، تلخكامى و سرشك من براى شما همى نو و تازه مىشود - و شكيبايىام كه دارويى براى آرامش يافتن اندوه من است ، به يارى رنج‌ها جامه‌اى كهنه بر خويشتن مىپوشد . - پسر پيامبر ! فردا مرا به ياد آر ! كه فردا هربنده به پناه سرور خويش مىشتابد . شما بهره‌اى براى ستايشگرانيد ، و من شما را ستودم و فرداست كه نويدهاى رسيده دربارهء شما انجام پذيرد ، - آنگاه كه اميدواران در سراهى شما فرود آيند ، خواسته‌هاى خويش را مىيابند . - اى زادگان برترىها ! هركه از شما بگشت ، دچار كسى مىشود كه به پيرايهء دل و خرد آراسته نيست . - اى آنان كه - در روز رستاخيز و هنگام سختيها - توشهء منيد ! - و آتشى كه درد و بيمارى به جانم افكنده با دست شما فرو مىنشيند !