تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
- به سوى جوانان و مردانش برگشت و گفت : هان ! مرگ بر ما آسان شده ! سخت بكوشيد ! - پس همچون سنگ و آهنى كه به يكديگر رسد ، آتش جنگ از ميانه جستن كرد و هر جوان چالاك به خونخواهى رهسپار گرديد - و بدين‌سان - دلير مردان خوشخوى - كه همهء برترىها در خود گرد آورده‌اند ، - و جاى بر كاستى و كژى نگذاشته و هيچ‌چيز ، آنان را از راهى كه پيش گرفته بودند ، نمىتوانست برگرداند ، - كوس جنگ كه زده شود ، دشمن را گرفتار مىكنند و گاه بخشندگى مهار نويد را رام مىدارند . - شيران روز رزم و بارانهاى فرو ريزنده ، رهروانى همچون شيران‌بيشه - چون از آنان چيزى بخواهند ، مىپذيرند و چون خود خواستى دارند آهنگ آن مىكنند . - اگر تيغى به سويشان بلند شود ، درهم مىشكنند ، و چون زخمى بزنند از بن برمىاندازند . - شهسوارانى كه شيران بيشه را شكار خود مىشمارند و جوانمردانى راسترو كه كارشان نبرد با جنگاوران است ، - با چهره‌هايى سپيد و درخشان چمنزارانى سرسبز و خرّم - كه چون گرد و خاك در نبردگاه همه‌جا را تيره كند ، شمشيرهاى سپيدشان از خون كين‌توزان سرخ مىنمايد . - اگر روزى براى درافتادن با پيشامدى دشوار نامزد شوند ، مرگ و سرنوشت ؛ دلخواهانه رشتهء بندگىشان را به گردن مىگيرد . - در آنجا است كه هرتازندهء به سوى برترىها ، تكاپوى اسبش از به‌هم خوردن پلك‌ها نيز تيزتر مىنمايد ، - نيك مرد را مىبينى كه شتابان بر پشت اسب نيكش مىجهد . بر فراز زينها به نهالان برآمده از زمين مىمانند