تيرهبختيها او را چونان شترى بهپيش مىراند ،
- بر شوراندند و در برابر ماه دو هفته به خونخواهى برخاستند و به نبرد با ماههايى كمر بستند كه از پرتو آنها راه راست را توان يافت
- آگاهانه و خودكامانه به تبهكارى برخاستند و با سالار خويش در نبرد شدند . آرى سينهء اين گردنكشان از كينهء او مالامال بود
- آيين دشمنى را با روش خويش بنياد نهادند ، بازگشت پس از مرگ را از ياد بردند ،
- و راستى آنان را هنگام سرشمارى بايد از گروه عاد دانست اى اساس دين ما ،
- در روزى كه روى آوردند تا نمايندهء آرزوهاى ما را بكشند ، ستون هدايت را درهم شكستند و بالاى سرافرازى را ويران كردند .
- كمر به هوسرانى بستند و راه را بر پرهيزكارى گرفتند .
- گوييا سرورم حسين - و گروه او - را مىنگرم كه سرگردانند ، نه ياورى دارند و نه كسى دست و بازويش را بهپشتيبانىشان مىگشايد .
- با رنج گرفتارى در كربلا دچار كينتوزىها شدهاند و بر خانهشان كه در ميان سپاه افتاد ، دست درازى مىشود .
- آنگاه كه گروه بىشمار - از دشمنان سركش - پيرامون آنان را گرفتند ، گفتى كه مرگ و نابودى ديدهء خود را بر آنان دوخته است .
- چون بر ايشان درآمدند ، هرستمى را روا شناختند ، چرا كه هيچگونه آيين و پيمانى را پيش چشم نمىداشتند .
- او كه آواز برداشت ، يكى هم بهسهمناكى بانگ مرگ در داد .
- مرغ نيستى ترانه مىساخت و سرودگوى نابودى بهخوانندگى پرداخت .
- با سرشك ديدگانش كه بر گونه سرازير بود ، از آنان پرسيد : مرا مىشناسيد ؟
- گفتند : آرى تو حسين بن فاطمهاى و نياى ترا بهترين فرستادگان خدا بايد شمرد .
- تو - در خردسالى و سالخوردگى - زادهء گردنفرازىها و آنگاه كه سربلندىها را بهشمار آرند ، تو در برترين جايگاه آنى .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٧٥