تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
تيره‌بختيها او را چونان شترى به‌پيش مىراند ، - بر شوراندند و در برابر ماه دو هفته به خونخواهى برخاستند و به نبرد با ماه‌هايى كمر بستند كه از پرتو آنها راه راست را توان يافت - آگاهانه و خودكامانه به تبهكارى برخاستند و با سالار خويش در نبرد شدند . آرى سينهء اين گردنكشان از كينهء او مالامال بود - آيين دشمنى را با روش خويش بنياد نهادند ، بازگشت پس از مرگ را از ياد بردند ، - و راستى آنان را هنگام سرشمارى بايد از گروه عاد دانست اى اساس دين ما ، - در روزى كه روى آوردند تا نمايندهء آرزوهاى ما را بكشند ، ستون هدايت را درهم شكستند و بالاى سرافرازى را ويران كردند . - كمر به هوسرانى بستند و راه را بر پرهيزكارى گرفتند . - گوييا سرورم حسين - و گروه او - را مىنگرم كه سرگردانند ، نه ياورى دارند و نه كسى دست و بازويش را به‌پشتيبانىشان مىگشايد . - با رنج گرفتارى در كربلا دچار كين‌توزىها شده‌اند و بر خانه‌شان كه در ميان سپاه افتاد ، دست درازى مىشود . - آنگاه كه گروه بىشمار - از دشمنان سركش - پيرامون آنان را گرفتند ، گفتى كه مرگ و نابودى ديدهء خود را بر آنان دوخته است . - چون بر ايشان درآمدند ، هرستمى را روا شناختند ، چرا كه هيچ‌گونه آيين و پيمانى را پيش چشم نمىداشتند . - او كه آواز برداشت ، يكى هم به‌سهمناكى بانگ مرگ در داد . - مرغ نيستى ترانه مىساخت و سرودگوى نابودى به‌خوانندگى پرداخت . - با سرشك ديدگانش كه بر گونه سرازير بود ، از آنان پرسيد : مرا مىشناسيد ؟ - گفتند : آرى تو حسين بن فاطمه‌اى و نياى ترا بهترين فرستادگان خدا بايد شمرد . - تو - در خردسالى و سالخوردگى - زادهء گردنفرازىها و آنگاه كه سربلندىها را به‌شمار آرند ، تو در برترين جايگاه آنى .