پيشوايان معتزلى ما - همچون شيخ ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسكافى و جز آندو - نيز بر همين اعتقادند « 1 » .
و مجلسى مىنويسد : شيعيان همداستاناند كه او مسلمانى گرفته و در همان آغاز كار به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گرويده و هرگز بتى نپرستيده ، بلكه از جانشينان ابراهيم عليه السّلام بوده . عقيده به مسلمانى او يكى از نشانههاى معروف تشيّع است تا آنجا كه مخالفان آن نيز اين عقيده را به ايشان نسبت دادهاند و از طريق شيعه و سنّى نيز در اثبات اين دعوى اخبار متواتره در دست هست و بسيارى از علما و محدّثان ما نگارشهاى جداگانه « 2 » دراينباره پرداختهاند كه اگر كسى كتابهاى رجال را بكاود بر وى پوشيده نخواهد ماند « 3 » .
پشتوانهء اين همداستانى نيز سخنانى بوده است كه مردان خاندان وحى دربارهء ابو طالب آوردهاند و اين هم چهل حديث آن :
1 - شيخ ابو على فتال و جز او آوردهاند كه ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام گفت : جبرئيل عليه السّلام بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرود آمد و گفت : محمّد ! پروردگارت ترا سلام مىرساند و مىگويد : من آتش دوزخ را حرام كردم بر كسى كه ترا از پشت خود فرود آورد و بر كسى كه ترا در شكم خود برداشت و بر دامنى كه ترا در خود سرپرستى كرد ، آن پشت ، پشت پدرت عبد اللّه بن عبد المطلّب بود و آن شكم كه ترا در خود برداشت از آمنه بنت وهب و آن دامان كه ترا در خود سرپرستى كرد از ابو طالب . در روايتى فاطمه بنت اسد را نيز بر ابو طالب افزوده « 4 » .
و هم استاد ما مفسّر بزرگ ابو الفتوح رازى با اين عبارت آن را آورده : براستى خداى عزّ و جلّ بر آتش حرام كرد پشتى را كه ترا در خود حمل كرد و شكمى را كه ترا در خود حمل كرد و پستانى را كه ترا شير داد و دامنى كه ترا پرورد « 5 » .
2 - از امير مؤمنان رسيده است كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : جبرئيل بر من فرود
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة : 3 / 311 .
( 2 ) . گروهى از كسانى را كه نگارشى جداگانه در زمينهء ايمان ابو طالب عليه السّلام پرداختهاند پس از اين نام خواهيم برد .
( 3 ) . بحار الأنوار : 9 / 29 .
( 4 ) . روضة الواعظين 121 ؛ الكافى 242 ؛ معانى الاخبار صدوق ؛ كتاب الحجّة سيّد فخار بن معد 8 .
( 5 ) . تفسير ابو الفتوح : 4 / 210 .