تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
و هرچه در آن است براى من نيكوتر است « 1 » . 10 - آورده‌اند كه امير مؤمنان عليه السّلام گفت : ابو طالب درنگذشت تا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را از خود خشنود ساخت « 2 » . 11 - بدون سند پيوسته از زبان شعبى آورده‌اند كه امير مؤمنان گفت به خدا سوگند ابو طالب بن عبد مناف بن عبد المطلب مؤمن و مسلمان بود و ايمان خود را از ترس آن نهان مىداشت كه هاشميان از سوى قريش رانده گردند . ابو على موضح گويد : اين هم از امير مؤمنان است كه در سوگ پدرش سروده : - ابو طالب ! اى نگهدار پناه خواهندگان ! و اى باران خشكساليها و فروغ تاريكيها ! - با از دست رفتن تو مرز نام و ننگ و حريم كسانى كه خود را از بدىها دور مىساختند درهم شكست و خداى نعمت بخش بر تو درود فرستاد . - پروردگارت دربان بهشت را به ديدار تو فرستاد كه تو براى پيامبر برگزيده بهترين عموها بودى « 3 » . 12 - از اصبغ بن نباته آورده‌اند كه شنيدم امير مؤمنان على عليه السّلام مىگفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به گروهى از قريش بگذشت كه كشتارهايى از شتر يا گوسفند كرده بودند كه آن را فهيره مىناميدند و به‌جهت بتان آنها را سر مىبريدند . پس چون او به ايشان رسيد سلام نكرده بگذشت تا نزديك دار الندوه شد و ايشان گفتند : يتيم عبد اللّه بر ما بگذشت و سلام نكرد كدام يك از شما مىرود كه نمازش را بر او تباه سازد ؟ عبد اللّه بن زبعرى سهمى گفت : من چنين خواهم كرد . پس خون و پليدى شكمبه‌ها را برگرفت تا به نزديك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد كه آن هنگام در سجده بود . پس جامه و هيكل او را با آنها پر كرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برگشت تا نزد عمويش ابو طالب شد و گفت عمو ! من كيستم گفت : براى چه برادر زادهء من ؟ او داستان را برايش بازگفت . وى پرسيد : كجا ايشان را رها كردى . گفت :
هامش
( 1 ) . كتاب الحجة ، سيّد فخار 23 ؛ ضياء العالمين ، فتونى . ( 2 ) . تفسير علىّ بن ابراهيم 355 ؛ كتاب الحجة 23 ؛ الدرجات الرفيعة ؛ ضياء العالمين . ( 3 ) . كتاب الحجة 24 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 559 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى