دوست دارم يكى براى خودت و يكى هم براى ابو طالب ، چون ترا دوست مىداشت « 1 » .
6 - آوردهاند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : چون در پايگاه پسنديده بايستم دربارهء پدرم و مادرم و عمويم و برادرى كه پيش از اسلام با من برادرى مىنمود شفاعت خواهم كرد « 2 » .
7 - از امام سبط حسين بن على آوردهاند كه پدرش امير مؤمنان در رحبه نشسته بود و مردمان نيز پيرامون او . پس مردى برخاست و گفت : اى امير مؤمنان ! تو در پايگاهى هستى كه خدا ترا در آن جاى داده و آنگاه پدرت در آتش دوزخ كيفر مىبيند . گفت :
خاموش ! خدا دهانت را بشكند ! سوگند به آنكس كه محمّد را براستى به پيامبرى فرستاد كه اگر پدرم دربارهء همهء گنهكارانى كه روى زميناند به شفاعت برخيزد خدا شفاعت او را مىپذيرد . پدر من در آتش كيفر ببيند ؟ با آنكه پسرش بخشكنندهء بهشت و دوزخ است . سوگند به آنكه محمّد را براستى فرستاد كه در روز قيامت نور پدرم ابو طالب روشنيهاى همهء آفريدگان را خاموش مىكند ، مگر پنج نور را : نور محمّد و نور فاطمه و نور حسن و نور حسين و نور فرزندان او از امامان را ، هان ترا و از نور ماست كه خدا آندو هزار سال پيش از خلقت آدم آفريده است « 3 » .
8 - آوردهاند كه سرور ما امير مؤمنان عليه السّلام گفت : به خدا كه پدرم و جدّم عبد المطلب و هاشم و عبد مناف هيچكدام هرگز بتى را نپرستيدند . پرسيده شد : پس چه چيز مىپرستيدند ؟ گفت : آنان بر كيش ابراهيم عليه السّلام بودند و چنگ در آن زده هنگام نماز روى به خانهء خدا مىكردند « 4 » .
9 - از ابو الطفيل عامر بن واثله گزارش كردهاند كه على عليه السّلام گفت : چون پدرم را هنگام مرگ فرارسيد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نزد او حاضر بود و دربارهء او خبرى به من داد كه از جهان
هامش
( 1 ) . علل الشرائع ، صدوق ؛ الحجّة 34 ؛ بحار الأنوار : 9 / 16 .
( 2 ) . تفسير علىّ بن ابراهيم 490 و 355 ؛ تفسير البرهان : 3 / 794 .
( 3 ) . المناقب المائة ، شيخ ابو الحسن ابن شاذان ؛ كنز الفوائد ، كراجكى 80 ؛ امالى ، ابن شيخ 192 ؛ احتجاج ، طبرسى - چنانچه در بحار آن را به عنوان مأخذ روايت كرده - ؛ تفسير ابو الفتوح : 3 / 211 ؛ الحجة 15 ؛ الدرجات الرفيعة ؛ بحار الأنوار : 9 / 15 ؛ ضياء العالمين ؛ تفسير برهان : 3 / 794 .
( 4 ) . اكمال الدين ، صدوق 104 ؛ تفسير ، شيخ ابو الفتوح : 4 / 210 ؛ برهان ، سيّد : 3 / 795 .