اين نيز گواهى راستين است بر اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مؤمن بودن عمويش اعتقاد داشته و گرنه محبوب بودن كسى در ديدهء يك كافر ، چه ارزشى دارد تا موجب شود كه او صلّى اللّه عليه و آله آن فرزند محبوب را دوست بدارد ؟ و اين سخن را هم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به عقيل گفته پس از مسلمان شدن وى بوده چنانچه امام عامرى در بهجة المحافل آشكارا اين مطلب را بيان كرده و مىنويسد : در اين هنگام بود كه عقيل بن ابى طالب هاشمى مسلمان شد و چون اسلام آورد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او گفت : اى ابو يزيد ! . . . و جمال الدين اشخر يمنى در شرح بهجة به تفسير اين حديث كه مىرسد مىنويسد : دوستداران را شايسته چنان است كه دوست را نيز دوست بدارند .
آيا بهشگفت نمىآيى كه ابو طالب دين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را گردن ننهاده باشد - كه از چنين پندارى به خدا پناه مىبريم - و آنگاه باز هم رسول ، او را دوست بدارد و پس از مرگش نيز دوستى خود را آشكار سازد و عقيل را هم دوست بدارد چون پدرش او را دوست داشته است ؟ !
8 - ابو نعيم و غيره از زبان ابن عبّاس و ديگران آوردهاند كه گفتند : ابو طالب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را چندان سخت دوست مىداشت كه فرزندان خود را مانند او دوست نمىداشت و او را بر فرزندان خود مقدّم مىشمرد و ازاينروى جز در كنار او نمىآرميد و چون بيرون مىرفت او را نيز با خود بيرون مىبرد .
و چون ابو طالب درگذشت ، قريش چنان آزارهايى به او رساندند كه در زندگى ابو طالب اميد نداشتند مانند آنها را بهوى رسانند تا آنجا كه يكى از او باش قريش به وى برخورد و خاك بر سر او پاشيد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خانهاش درآمد در حالى كه خاك بر سرش بود يكى از دخترانش برخاسته و خاك را از او مىشست و مىگريست و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او مىگفت : دختركم ! گريه مكن كه خداوند پدرت را نگاه خواهد داشت ، از دست قرشيان هيچ پيشامد ناخوشايندى به من نرسيد تا ابو طالب درگذشت .
هامش
- مرتبهء خبر واحد گذشته و به مرتبهء مشهور و مستفيض رسيد . مجمع الزوائد هيثمى : 9 / 273 كه گويد ميانجيان گزارش آن از موثقانند .