و در عبارتى : هميشه قريش از آسيب رساندن به من هراسان و بيمناك بودند تا ابو طالب درگذشت .
و در عبارتى : هميشه قريش از آسيب رساندن به من در هراس بودند تا ابو طالب درگذشت « 1 » .
9 - از زبان عبد اللّه آوردهاند كه در روز بدر چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به كشتگان مشركان نگريست كه افتاده بودند به ابو بكر گفت : اگر ابو طالب زنده بود مىدانست كه شمشيرهاى ما گردنكشان را در خواهد ربود ( مقصود اشاره به اين بيت ابو طالب است : ) - دروغ گفتيد و سوگند به خانهء خدا كه اگر آنچه مىبينم به صورت جدى درآيد تيغهاى ما با پيكر گردنكشان آشنا خواهد گشت « 2 » .
10 - حافظ گنجى بدون سند پيوسته از طريق حافظ ابن فنجويه از ابن عبّاس آورده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على گفت : اگر من مىخواستم كسى را به جانشينى برگزينم هيچ كس سزاوارتر از تو نيست ، زيرا تو در اسلام پيشينهاى نيكو دارى و با رسول خدا خويشاوند نسبى و سببى هستى و سرور زنان مؤمنان فاطمه نزد تو است و پيش از همهء اينها گرفتارىهايى كه ابو طالب ( در راه من بر خود هموار ساخت ) هنگامى كه قرآن ؛ فرود آمده به نزد من شد و من مشتاقم كه خدمت وى را پس از او دربارهء فرزندش جبران كنم « 3 » .
امينى گويد : مضمون هيچيك از اين احاديث با كافر بودن ابو طالب سازگار نيست ، زيرا او صلّى اللّه عليه و آله جانشين خود ؛ امام را دستور نمىدهد كه كافرى را كفن كند و غسل دهد و به گونهاى كه در حديث سوم مىبينم نيز برايش آمرزش نمىخواهد و بر او رحمت نمىفرستد و نه فقط چنانچه در حديث چهارم مىبينيم اميد همهگونه پاداش نيكو را
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 2 / 229 ؛ تاريخ ابن عساكر : 1 / 284 ؛ مستدرك حاكم : 2 / 622 ؛ تاريخ ابن كثير :
3 / 134 و 122 ؛ الصفوة ، ابن جوزى : 1 / 21 ؛ الفائق ، زمخشرى : 2 / 213 ؛ تاريخ الخميس : 1 / 253 ؛ سيرهء حلبى : 1 / 375 ؛ فتح البارى : 7 / 154 - 153 ؛ شرح شواهد مغنى به نقل از بيهقى 136 ؛ اسنى المطالب 21 و 11 ؛ طلبة الطالب 54 و 4 .
( 2 ) . الاغانى : 17 / 28 ؛ طلبة الطالب 38 به نقل از دلائل الاعجاز .
( 3 ) . الكفايه حافظ گنجى 68 .