كيست شعر او را براى ما بخواند ؟ علىّ بن ابى طالب عليه السّلام گفت : اى رسول خدا ! گويا مقصودت همان شعر است كه گويد :
- سپيدرويى كه به فرخندگى آبرويش از ابر باران مىخواهند پناه پدر مردگان است و نگاهبان بيوهزنان .
گفت : آرى . پس او ابياتى از قصيدهء وى را برخواند و رسول خدا همچنان بر سر منبر براى ابو طالب طلب آمرزش مىخواست . سپس مردى از كنانيان برخاست و چنين سرود :
- ستايش ترا و براى تو است از زبان سپاسگزاران كه به آبروى پيامبر ، از باران سيراب شديم .
- او پروردگار خود را دعايى كرد كه همراه با آن دعا ديدهء خود را به رحمت او دوخت .
- و آنگاه زودتر از گذشت لحظاتى كه براى افكندن چادر لازم باشد قطرههاى باران را ديديم كه شتابان همچون مرواريد فرو باريد .
- ابرها هرچه سختتر باريدند و مسيلها به جوشش آمدند و خداوند بهوسيلهء آنها مناطق بلند مضريان را از بىآبى برهانيد .
- پس پيامبر ، چنانكه عمويش ابو طالب گويد سپيدرويى درخشان چهره است .
- كه به آبروى او خداوند ابرها را به ريزش مىدارد و اين ديدنى همان شنيدنى و چهرهء برونى همان گزارش است « 1 » .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : اگر سرايندهاى نيكو سخن كند تو همانى « 2 » .
چنانچه در أسنى المطالب آمده برزنجى گويد : اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفته : نيكويى بسيار از خدا بر ابو طالب باد گواه آن است كه اگر او مىديد پيامبر بر سر منبر از خدا باران
هامش
( 1 ) . رك : ترجمهء فارسى الغدير : 3 / 12 .
( 2 ) . اعلام النبوة ماوردى 77 ؛ بدايع الصنايع : 1 / 283 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 316 ؛ سيرهء حلبى ؛ عمدة القارى : 3 / 435 ؛ شرح شواهد مغنى سيوطى 136 ؛ سيرهء زينى دحلان : 1 / 87 ؛ اسنى المطالب 15 ؛ طلبة الطالب 43 .